خاطره 1 واقعا قد کشیده بود شنیدم که برادرم اکبرجهت آموزش در اطراف ماهشهر مستقر شده است. و از قضا فردای آن روز قرار بود وسیله نقلیه ای که راننده اش از بستگان ما بود کمکهایی زا به جبهه ارسال کند.به نزد پدرم رفتم و گفتم : میخوام به دیدن اکبر بروم . هرچه پدر […]
خاطرات شهید خاطرات از زبان همسرش عنوان خاطره : احترام خاص به ايام محرم در ايام محرم و تاسوعا و عاشورا مسافرت نميكرد و در مراسمات شركت فعال داشت و در ايام محرم در مسجد توزيع پذیرایی را به عهده داشت و براي امام حسين (ع) و يارانش گريه مي كرد و ميگفت : بايد […]
خاطرات شهید خاطرهاي از برادر شهيد عنوان خاطره : توزيع عكس حضرت امام قبل از شكل گيري انقلاب بود شهيد كلاس دوم راهنمايي بود عكسهاي حضرت امام را توزيع ميكرد در بين اقوام و محله و خانواده خودمان يادم هست يك روز عكسهاي امام و اعلاميهها را به منزل آورد ما حضرت امام را نميشناختيم […]
خاطرات شهید خاطره اي از همرزم شهيد اين خاطرهاي را كه ميخواهم تعريف كنم و بيان نمايم در مورد رابطه عميق روحي ايشان با ائمه اطهار (ع) ميباشد . شهيد حسين منفرد از لحاظ تقوي و ايمان در مرتبه والايي بودند در عين حال كه خيلي ساده ميزيست و صادق بودند . يك فرد بيآلايش […]
خاطرات شهید يكي از دوستان و همسنگر شهيد : یک روز شهيد و ما پس از مدتي كه در جبهه بوديم ما را روانه عين خوش نمودند پس از مدت كوتاهي فرمانده گروهان دستور داد كه خودتان را آماده كنيد پس از آن همه وسايل جنگي را آماده كردند داريوش و ديگر دوستان دور هم […]
خاطرات شهید ۱. خاطرهاي از پسر خاله شهيد مهراب شيخ زاده شهيد در يك خانوادهي مذهبي و مستضعف ديده به جهان گشود . هنوز دو سالي از عمرش نگذشته بود كه پدرش را از دست داد و كانون گرم خانوادهشان به سردي گرائيد و مادر او كه شيرزني به تمام معنا بود سرپرستي خانواده را […]
خاطرات شهید خاطرات شهيد از زبان دايي (عبدالمهدي اكرامي ) عنوان خاطره : احترام قائل شدن به پدر و مادر در تمام موارد زندگي شهيد بزرگوار حسين ملكزاده احترام زيادي به پدر و مادر خود حتي برادران خويش می گذاشتند ايشان زماني كه ميخواستند به جبهههاي نبرد حق عاليه باطل اعزام شوند همان روز رفتن […]
خاطرات شهید خاطره از پسر عمه شهید ، آقای علیرضا ملک زاده شهيد عبدالحسين ملك زاده با سن كمي كه داشت كاملاً باهوش و طبيعت را كامل ميشناخت و همه چیز را در كتاب قرآن و كلاس و مكتب كه در سال قبل رفته بود تطبيق ميداد و تفسير ميكرد و براي من توضيح ميداد […]
خاطرات شهید خاطره شهيد از زبان همسر شهيد عنوان خاطره : ديدار خالق خاطرات شهيدان چيزي جز فداكاريهاي آنان نخواهد بود . يادم است بعد از پايان يك ماه خدمت در جبهه چند روزي را به عنوان مرخصي به منزل ميآمدند كه اين حق تمامي آنان بود . ولي مدتي بود كه شهيد معمولاً هر […]