
شهید عبدالمجید ایزدی
نام پدر :خلیل
تاریخ تولد : 20/9/1341
تاریخ شهادت : 21/11/1364
محل تولد :گناوه
محل شهادت :اروند كنار
محل دفن :بندر ریگ
——————————————————————————————————————————————
وصیتنامه شهید عبدالمجید ایزدی:
با درود به سرور شهیدان حسین بن علی (ع) و با درود و سلام به رهبر كبیر انقلاب اسلامی و با سلام به شهیدان كربلای ایران و سلام بر مجروحین و معلولین و اسیران جندالله و درود و سلام به رزم آوران و دلیر مردان و سلام و درود به پدر و مادران داغدیده شهداء و درود و سلام به ملت شهید پرور ایران بخصوص مردم بندر ریگ .
من بعنوان برادر كوچك شما ملت شهید پرور خصوصاً مردم شهید پرور بندر ریگ عرض میكنم كه برادران عزیز اسلام به دست همه ما سپرده شده و باید با خون خود اسلام را به ثمر برسانیم ، انسان اگر بخواهد در برابر مشكلات ایستادگی كند باید صبر داشته باشد ، من سالها درس خواندم و تحصیل كردم و الان مملكتم و اسلام به من احتیاج دارد و میخواهم جزء سپاهیان امام زمان (عج) باشم و تا نیرو در بدن دارم جوانمردانه با صدام و صدا میان خواهم جنگید و نمیگذارم احدی از آنها قدمی به جلو بگذارد زیرا من سربازی عاشق هستم ، عاشق شهادت و امیدوارم این جان ناقابل من برای این انقلاب اسلامی مفید بوده و امیدوارم كه خداوند شهادتم را به درگاه خود قبول بفرماید .
من بنده خدا هستم و دلم میخواهد مقررات اسلامی را رعایت كنم و همه كارهایم بر روی عدالت باشد و خدای ناكرده اگر اشتباهی از من سربزند باید طوری خودم را بسازم تا آن اشتباه تكرار نشود و من از خداوند بزرگ و متعال میخواهم كه من را طوری قرار بدهد كه نه دروغ بگویم و نه پشت سر برادر مومن خود غیبت كنم و نه كارهای غیرانسانی انجام دهم همچنین آنچه كه ما همه باید بدانیم مسئله عبادت و خودسازی است یعنی انسان باید بداند به هر كجا كه برود عمرش به اتمام میرسد و اگر عمل صالحی انجام بدهد در روز رستاخیز پاداش نیك میگیرد و اگر كردارش بد بوده است جزای بدش را میبیند .
عمر انسان خواه ناخواه صرف میشود پس چرا انسان عمرش را به پاكی و درستی و خوبی صرف نكند ؟ پس هر چه زودتر بكوشیم و به خود آئیم و گناهان گذشته را كنار بگذاریم چون خدا بخشنده و مهربان است و رفتار و كردار ما باید نمونه باشد یعنی طوری باشیم كه كسی نتواند از ما ایراد بگیرد انسان باید سعی كند غرور را از خودش دور كند و تكبر نداشته باشد و از خداوند بخواهد كه او را توفیق دهد تا با مردم به خوشی و نیكوكاری رفتار نماید و بدانید هر انسانی به یك چیز علاقه دارد به عنوان مثال یكی به فوتبال ، یكی به دریا ، یكی به رانندگی علاقه دارد ، ولی من بیش از همه چیز به عمل به دستورات اسلامی علاقمندم .
اگر خودمان را مومن میدانیم و دم از اسلام میزنیم حتماً باید عملی را انجام دهیم ، انسان باید خود را در جوانی پاك نگه دارد تا كمكم كه میخواهد بزرگ شود برایش این مشكلات آسان شود چون پاك بودن در جوانی شیوه پیغمبری است و باید ما همگی تسلیم خدا باشیم و از حكومت او به هیچ جا نمیتوانیم فرار كنیم و بدانید در هر جا معصیتی یا كاری غیر انسانی كه میخواهید انجام دهید او ناظر است همانطور كه امام فرموده عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نكنید و به قول امام ما باید اول خودمان را بسازیم بعد دیگران را ، وقتی كه خودمان را ساختیم میتوانیم دیگران را بسازیم لذا انسان با ایمان همواره از دو چیز نگران است از گناهان گذشته خود كه نمیداند خدا با او چه رفتاری میكند و از عمر باقیمانده خود .
در پایان ، پدرم شما زحمتهای زیادی برای من كشیدید ولی من در برابر زحمتهای شما هیچ كاری كه آنها را جبران كند انجام ندادم ، همچنین به مادرم بگوئید كه من از علی اكبر بهتر نیستم و خون من از خون او رنگین تر نیست ، اگر از من میشنوید همیشه از اسلام پشتیبانی كنید ، به برادرانم بگوئید با آدم های بد و بینماز همنشینی نكنند و گول وسوسههای شیطان را نخورند و نمازشان را ترك نكنند ، در آخر از دوستان عزیز و همسایگان و اقوام و خویشان حلالیت میطلبم و امیدوارم خداوند همه شما را اجر عنایت فرماید ، خداوندا مرا توفیق بده تا قرآن را بخوبی یاد بگیرم و به دیگران بیاموزم و همچنین توفیق بده تا غرور و تكبر و خودنمائی را از خودم دور كنم .
بار الها به آنچه نیت من هست و آنچه كه باید انجام بدهم مرا توفیق بده ، آمین یا رب العالمین .
به امید پیروزی رزمندگان اسلام و نابودی صدام و صدامیان
عبدالمجید ایزدی
————————————————————————————————————————————————————–
خاطرات شهید از زبان پدر :
چند روز قبل از اعزام به جبهه در جمع خانواده كه نشسته بودم خطاب به خواهرش فرمودند شما باید مثل حضرت فاطمه و حضرت زینب (س) باشید و همچنان خطاب به همسر برادر بزرگش گفتن چه كاری انجام دهم كه حق پدر و مادرم را اداء نمایم .
و رفتارش در بین خانواده بسیار صمیمی و ارادت خالصانهای به اعضاء خانواده خود داشت و همیشه نماز سر وقت تاكید مینمودند و در مراسم دعاها شركت فعال داشته باشید و میگفتن آیا من به جبهه كه بروم خداوند بنده را به طرف خود میطلبد و همیشه اوقات افراد خانواده را به صبر و شكیبایی دعوت میكردند .
و از نوارهای مذهبی و مداحی و (نوحه سرایی) استفاده مینمودند ایشان با همه اقوام و خویشان رابطهای دوستانه داشتند و صله رحم مینمودنئ و همیشه با گذشت بود و در همه اوقات میگفتند من دوست دارم خونم را بپای درخت اسلام بریزم ( كه همان ولایت فقیه است)
