وصیت نامه شهید
بسم رب الشهداء و الصدیقین
انالله و انا اليه راجعون
وصيت نامه خودم را با نام الله و به ياد مهدي موعود آغاز ميكنم خدا را شكر ميكنم كه چنين سعادتي را به من داد كه بتوانم به جبهههاي حق عليه باطل بيايم و با دشمنان خدا و دين بر حق اسلام مبارزه كنم و افتخار ميكنم كه چنين مكتبي را انتخاب ميكنم .
باز خدا را شكر ميكنم كه به اين حقير توفيق داد كه جانم را فداي مكتبم كنم و خدا را شاهد ميگيرم كه من اين راه را كوركورانه دنبال نكردم بلكه اين حقيقت چنان براي من روشن شده است كه قلبم را چون آيينهاي صاف كرده بود و راه خود را چنين انتخاب كردم
اول وصيتم به برادران حزب الله اين است كه به منافقان از خدا بيخبر مهلت ندهيد و مبادا پهلوي شما كه همان حزب خدا هستيد سر بلند كنند و بخواهند قلب نازنين امام را درد بياورند و از شما خواهش ميكنم تا آخرين قطره خود اين امام عزيز اين قلب امت را تنها نگذاريد
و مبادا خداي نكرده براي يك لحظه كه شده اين روح خدا را از ياد ببريد و از يك يك شما ميخواهم كه هميشه و در همه حال و اوقات كه هستيد شعار خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار براي حفظ اسلام از عمر ماه بكاه و بر عمر او بيفزا يادتان نرود
و از برادران جوان و حزب اللهی ام ميخواهم هر جا كه ديديد ميخواهند به اسلام ضربه وارد كنند بر آنها بتازيد و فقط خدا را در نظر داشته باشيد و اميدوارم اين جمله آخر باشد ولي برادران باز هم اگر براي جبهههاي جنگ نيرو خواستند بيشتر داوطلب شويد و براي نابودي كافران و بعثيان از خدا بيخبر آمريكای جنايتكار به جبهههاي جنگ بياييد .
وصيت دوم به پدر و مادر عزيزم كه واقعاً فداكاري كردهاند و فرزندشان را همچون ابراهيم به قربانگاه فرستادند و اميدوارم از خدا كه اجري بزرگ به پدر و مادر گراميم عنايت فرمايد .
اي پدر عزيز و بزرگوارم درود خدا بر تو باد كه در پادگان پنجم شكاري اميد به اين بنده حقير گفتي كه تو را به صاحب الزمان ميدهم و برو به امان خدا و گفتي خداوند در همه جا هست
از شما خواهش ميكنم كه محض رضاي خدا هر چه ناراحتي از دست من ديدهايد ببخشيد و من را حلال كن اگر شما من را حلال نكنيد خدا من را نميبخشد و مبادا در مرگم هر چند كه شما را داغدار كرده بيتابي و زاري مكن و مبادا لباس سياه براي من بپوشيد
مادر جان به خدا قسم از روزي كه تو در پادگان اميديه اين را گفتي با قلبي راحت به جبهه رفتم و با دشمنان خدا پيكار كردم و وصيتم اين است كه در مرگم كه هرچند شما را داغدار كرده است گريه و زاري مكن و شيرت را حلالم كن و ميدانم زحمت زياد به پايم كشيدهاي و من نتوانستهام حتي يك ساعت آن را جبران كنم
و از برادرانم و خواهرانم ميخواهم چون نتوانستهام با شما خداحافظي كنم از شما خواهش ميكنم مرا به بزرگواري خودشان ببخشید
و از دوستان و اقوام هر كس كه مرا ميشناسد اگر از من ناراحتي داشته باشد به بزرگواري خودشان ببخشند و پدر و مادر عزيزم نگوييد كه پسر نداريد خدا را شكر كنيد كه خداوند اين نعمت را به شما ارزاني داشته است مرا در قطعه شهداي بندر گناوه دفن كنيد اجرتان با خدا .
والسلام خسرو نجدي



