
شهید حاج احمد گلستانی
نام پدر : علي
تاريخ تولد : ۱۳۱۸/۴/۱۰
تاريخ شهادت : ۱۳۶۵/۱۰/۴
محل تولد : بندر گناوه
محل شهادت : جزيره سهيل – عملیات کربلای 4
آرامگاه : گناوه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ___________________________________________________________________________________
خلاصه ای از زندگی نامه شهید
شهيد گلستاني يكي از بنيانگذاران و عضو فعال شركت تعاوني مرزنشينان بندر گناوه بود .
وي در دوران دو ساله خدمت خود در اين شركت با فداكاري و فعاليت شبانه روزي توانست خدمات فراواني در فعال نمودن اين شركت نمايد
شهيد گلستاني در طول خدمت خود چندين بار به جبهههاي حق عليه باطل اعزام شد . او كه خداي خود را شناخته بود شركت را رها و به ديدار دوست شتافت تا اينكه به آرزوي خود رسيد و به لقاءالله پيوست .
خدايا ، خدايا تا انقلاب مهدي ، حتي كنار مهدي خميني را نگهدار. به اميد پيروزي كامل لشكريان اسلام بر كفر جهاني .
روحش شاد و يادش گرامي باد .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خاطرات شهید
۱. خاطراتي از همرزم شهيد خدابخش عباسي
عنوان خاطره : روح معنوي
حدود ۳ روز قبل از عمليات كربلاي ۴ در جزيره مينو مستقر شده بوديم يك روز بعد از ظهر دو نفر از بچهها وارد شدند تا يك پلاستيك در دست دارند آن را به ما دادند و گفتند بگيريد و بخوريد آنرا باز كرديم تا پنير نخل است
در اين حال يك دفعه شهيد گلستاني خيلي ناراحت شد و به عنوان اعتراض از چادر بيرون رفت من بلافاصله به دنبال ايشان رفتم چون مرد بزرگ و شريفي بود و از لحاظ سني بزرگتر از ما بود ايشان را خيلي حرمت و احترام ميكرديم
رفتم پيش او و از وي پرسيدم كه چرا بيرون رفتي مگر چه شده ايشان گفت : كه اين نخلها را كه ميبيني مال مردم است و هر چيزي كه بدون اجازه صاحبش برداري حرام است
ما خودمان را براي عمليات آماده حركت و از خداوند طلب بخشش مي نماييم تا ما را پاك كند پس چرا دست به اين كار بايد بزنيم طلب استغفار چي اين كارها چي ؟ البته بچهها بيشتر نخلهايي كه توسط دشمن در حال از بين رفتن بودن بر ميداشتند .
همان شب دعای توسل در چادر برگزار گرديد دعا توسط روحاني شهيد اسماعيلي از آبپخش از توابع دشتستان آنچنان با سوز و گداز قرائت گرديد که بچهها يك حال عجيبي پيدا كرده بودند در اين بين شهد گلستاني عجيب دگرگون شده بود بعد از دعا از ايشان خواستم كه هر وقت حالي پيدا كردي ما را فراموش نكن
چون بسيار روحاني و حال معنوي داشت . وي رو به من كرد و گفت ديگر وقتي نمانده كه من دعا كنم ان شاء الله .
عنوان خاطره : ديدار يار
شب عمليات كربلاي ۴ بود و تيپ ما نيز در جزيره مينو مستقر شده بود ماموريت ما انتقال نيروهاي يكي از گردانهاي تيپ خودمان يعني تيپ مستقل ۱۳ اميرالمومنين به جلو بود بنده نيز لياقت حضور در بين بچهها را پيدا كرده بودم
شهيد گلستاني نيز بعنوان كمك قايقران همراه من بود ولي موقع شروع عمليات مسئول مربوطه عنوان نمودند كه كمك قايقران سوار نشود تا بتوانيم يك نيرو بيشتر به جلو ببريم و شهيد گلستاني با ناراحتي از من خداحافظي كرد و از هم جدا شديم
عمليات آغاز شد و در آن عمليات من مجروح شدم حدود ساعت ۳:۳۰ الي ۴ از نيمههاي شب مرا به عقب برگرداندند.
ضمناً در آن عمليات تعداد زيادي از بچهها شهيد و مجروح شدند در اين هنگام وقتي كه چشمش به بنده افتاد مرا در بغل گرفت و شروع به گريه كرد ايشان فكر ميكرد كه من شهيد شدم .
بنده هوش داشتم ولي نميتوانستم حركت كنم يكدفعه با حركت چشم من ، ايشان متوجه شدند و سرش را روي سينه من گذاشت تا من نفس بكشم دستهايش را بلند كرد و خدا را شكر نمود ولي ۲ ساعت بعد حدود ساعت ۶ صبح موقعي كه فرمانده گردان اسم مرا صدا زد ايشان بلند شد و رفت كه بگويد بنده مجروح شدهام
موقعي كه ايشان نزديك قايق شده بود هواپيماهاي عراقي در دستههاي ۴ الي ۶ تايي مي آمدند و آنجا را بمباران ميكردند كه در اين هنگام يك تير كاليبر هواپيماهاي بعثيون بغل چشم شهيد گلستاني اصابت كرد و آن شهيد بزرگوار بسوي معشوق خويش پر گشود .
روحش شاد و يادش گرامي باد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وصیت نامه شهید
بسم رب الشهداء و الصدیقین
« وجعلنا من بين ايديهم سداً و من خلفهم سداً فاغشيناهم فهم لايبصرون »
درون خداوند بر روان پاك شهيدان و سلام بر امام امت خميني بت شكن و ملت غيور و مقاوم ايران اسلامي .
خداوندا تو را گواه ميگيرم كه بخاطر رضاي تو و نداي امام عزيز و بزرگورام خميني قدم به جبهه نبرد حق عليه كفر نهادهام تا آخرين قطره خون ناقابل خود را فداي اسلام و انقلاب اسلامي خود نمايم .
رزمندگان غيور انتقام خون بنا به حق ريخته عزيزان شهيد را از بعثيهاي مزدور خواهند گرفت و راه زيارت كربلاي امام حسين ( ع) را باز خواهند نمود .
از امت حزب الله تقاضا دارم راه شهيدان را ادامه دهند و دست از امام بر ندارند كه سعادت دنيا و آخرت نصيب ايشان خواهد گرديد .
از دوستان و اقوام اگر جسارتي از بنده ديدهاند ميخواهم حقير را مورد عفو و بخشش قرار دهند .
به خانواده خود توصيه ميكنم صبر و بردباري باشند .
خدايا ، خدايا تا انقلاب مهدي خميني در نگهدار .
« والسلام »
حاج احمد گلستاني
۶۵/۹/۲۵



