• امروز : جمعه, ۲۴ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 16 October - 2026
کل مطالب: 655امروز : 0
♥0

شهید عبدالله لیراوی

  • کد خبر : 2881
  • 06 خرداد 1397 - 9:57
شهید عبدالله لیراوی

زندگی نامه شهید شهید عبدالله ليراوي در سال ۱۳۴۳ در شهر قهرمان پرور آبادان و در خانواده‌اي مذهبي همراه با فقر مالي متولد شد وي در سن ۶ سالگي راهي مدرسه گرديد و تا كلاس سوم متوسطه به تحصيل خود ادامه داد و در سن ۱۴ سالگي نماز خواندن را همراه با روزه گرفتن شروع […]

زندگی نامه شهید

شهید عبدالله ليراوي در سال ۱۳۴۳ در شهر قهرمان پرور آبادان و در خانواده‌اي مذهبي همراه با فقر مالي متولد شد وي در سن ۶ سالگي راهي مدرسه گرديد و تا كلاس سوم متوسطه به تحصيل خود ادامه داد و در سن ۱۴ سالگي نماز خواندن را همراه با روزه گرفتن شروع نمود و همچنين شور و شوق زيادي نسبت به خواندن قرآن و دعا از خود بروز مي داد

وي از نظر خصوصيات اخلاقي در خانواده و بيرون از خانواده فردي كم نظير و هميشه در بين افراد خانواده به عنوان يك الگو به شمار مي رفت در طول اوج گيري انقلاب وي بطور چشم گيري به فعاليت پرداخت

و از طريق نوشتن شعار بر ديوار شهر بر ضد شاه و حكومت شاهنشاهی به پيشبرد انقلاب كمك نمود و در تمام راهپيمائيها و تظاهرات كه بر پا مي شد شركت مي كرد و نفرت خود را بدين وسيله نسبت به رژيم شاه از خود نشان مي داد .

بعد از پيروزي انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۵۷ وي از فعاليت خود نكاسته بلكه روز به روز به فعاليت خود مي‌افزود و اين فعاليت را از طريق خدمت در انجمن اسلامي مدرسه ادامه داد

ايشان در كليه جلسات و برنامه هاي ديني كه از طريق نهادهاي انقلابي برگزار مي گرديد شركت مي نمود .

با شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران وقتي كه خانواده‌اش بدليل نداشتن امنيت جاني مجبور به هجرت از شهر خود گرديدند وي حاضر نشد كه همراه با خانواده هجرت اقدام نمايد و در شهر به عنوان كمك به جبهه باقي ماند

اما بعد از چند ماه بدليل نگراني بيش از حد خانواده و همچنين براي ادامه تحصيل به نزد خانواده خود به امام حسن عزيمت نمود و مدت دو ماه در گناوه به تحصيل خود پرداخت ولي باز هم تاب و تحمل نياورد و راهي جبهه آبادان شد و به نبرد خود با كفار بعثي ادامه داد

بعد از برگشت دوباره‌اش به روستای امام حسن ع فعاليت خود را در بسيج و همچنين در روابط عمومي روستا ادامه داد و در بخش فرهنگي روابط عمومي مشغول به خدمت شد و كليه شعارهايي كه در اين روستا نوشته مي‌شد بوسيله او انجام مي‌گرفت

و از آنجايي كه حرفش شهادت بود هميشه در اين مورد با خانواده‌اش صحبت مي نمود و هر گاه او را به دنبال كردن تحصيل تشويق و از رفتن به جبهه باز مي‌داشتند او در جواب مي‌گفت كه اگر با تمام شدن تحصيل من جنگ هم پايان يابد و من شهيد نشوم چكار كنم

و اين بود كه دوباره براي رفتن به جبهه در بسيج امام حسن ثبت نام به عمل آورد و بسوي جبهه حق عليه باطل شتافت او براي اينكه آمادگي مقابله با هر نوع سختي را پيدا کند حدود يك هفته در جبهه به خوردن نان خشك اكتفا نمود و آن قسمت تغذيه ‌اش كه از طرف پادگان به او مي دادند در بين دوستان تقسيم مي‌كرد

با پرداختن خود سازي خود در جبهه به يك روحيه عرفاني و عالمانه‌اي نيز رسيده بود و همانند عاشقي كه به دنبال معشوق خود بود دائم از خداوند طلب شهادت مي‌نمود

تا اينكه در تاريخ ۱۳۶۱/۱/۲ در جبهه شوش به درجه رفيع شهادت كه آنرا سعادت ابدي مي‌دانست نائل گرديد .

« روحش شاد و پويندگان راهش فراوان باد »

لینک کوتاه : https://aflakeyan.com/?p=2881

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0