زندگی نامه شهید
شهيد احمد نجارزاده در تاريخ دوم مهر ماه سال ۱۳۴۳ هجري شمسي در خانواده اي مذهبی و فقير منطقه دشتستان چشم به جهان گشود
مدتي كوتاه بعد از تولد در هواي گرم آن منطقه در دامن مادر معتقد به اصول اسلامي و در عين حال صبور در مقابل شدائد و سختيها به سربرد و سپس به جايگاه اصلي خود يعني بندر گناوه مراجعت كردند .
دوران طفوليت خود را در كانون گرم خانواده اي كه با مشكلات و فقر دست و پنجه نرم مي كرد گذراند و براستي چگونه زندگي كردن را آموخت .
شهید كودكي فعال و در عين حال با هوش بود و در سن شش سالگي به دبستان فرستاده شد و دوران ابتدائي خود را در دبستان (اهلي) باباعليشاه ، سابق گذراند ولي بر حسب علاقه شديد به مسائل اسلامي و به توصيه افراد خانواده كه به احكام اسلامي علاقه بسيار داشتند تابستانها به مكتب خانه مي رفت و به فرا گرفتن قرآن كريم و ديگر احكام مقدماتي اسلامي مي پرداخت .
وي در دوره راهنمايي تحصيلات خويش را ادامه داد كه مواجه با اوج انقلاب اسلامي شد و چون علاقه زيادي به مباني دين اسلام داشت و ظلم و ستم حكومت ستمشاهي را درك كرده بود حركت و فعاليتهاي مذهبي را آغاز نمود و همراه با مردم قهرمان و غيور گناوه در سال ۱۳۵۶ در تمام راهپيمايي ها و مجالس مذهبي بر عليه حكومت شاه شركت فعال داشت و لحظه اي كار براي انقلاب و اسلام را با ساعتها آسايش خويش معامله نمي كرد
زيرا او فقر خانواده خود و ديگر مردم را تنها از ظلم ظالمان دربار مي دانست
اما شهید تنها به فقر مي نمی انديشيد چرا كه مي دانست با كارگري هم میتوان امرار معاش نمود ولي آنچه او را رنج مي داد پايمال شدن احكام اسلامي و زير پا گذاشتن شريعت مقدس اسلام و جايگزين كردن زرق و برق هاي غرب به جاي آنها و امثالهم بود .
قيام جوانان مسلمان ايران عليه دستگاه حاكم در جهت پاسداري از اسلام عزيز بود.
شهيد نجارزاده با شناخت راهش همگام با مردم مسلمان راه اصلي را ادامه داد و از پاي ننشست . او مقلد امام و يكي از سربازان امام بود .
مخلص به انقلاب بود و به آيين آن بسيار خوش بين بود . انقلاب اسلامي ايران به رهبري قاطعانه امام امت و به ياري خداي بزرگ در سال ۵۷ به پيروزي رسيد و براي پاسداري از دستاوردهاي انقلاب نياز به تشكيل ارگانهايي بود .
به همين مناسبت حضرت امام خميني رهبر كبير دستور تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و بسيج را صادر فرمودند موقعي كه بسيج در بندر گناوه تشكيل شد احمد مشتاقانه براي خدمت به انقلاب بسوي آن شتافت و به عضويت آن در آمد ولي بيشتر فعاليتهايش پنهاني براي رضاي خداوند تبارك و تعالي بود
او شيعه امام علي بود و لاجرم شيوه امام علي را در زندگي مي بايست بكار مي برد لذا همسايگان و مستمندان را از هر نوع كمك وياري كه برآن توانا بود بی بهره نمیگذاشت .
چون در بسيج فعال بود و كارش قابل توجه بود مدتي هم فرماندهي گروه مقاومت را بعهده داشت.
وي عاشق شهادت بود .او كه جزء افراد ذخيره سپاه پاسداران بود همراه اولين گروه اعزامي رزمندگان به جبهه نور عليه ظلمت رهسپار شد و در جبهه غرب در عمليات جنگهاي نامنظم به فرماندهي شهيد چمران با دشمنان جنگيد و بعد از مدتي از جبهه به گناوه برگشت و به مدرسه رفت و عقيده داشت كه از تعطيلات تابستان بابد استفاده كرد و مجددا به جبهه اعزام شد . بعد از مدتی تصمیم گرفت به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گناوه در آيد و بعد به جبهه برود لذا تصميم قاطع گرفت و با عزمي راسخ عضو شد اما پايان زندگي دنيوي و زودگذر فرارسيده بود و زندگي جاودانه آنها با مقام والايشهيد در انتظار بود
لذا هنگاميكه در عمليات رزم شبانه سپاه پاسداران در تاريخ ۶۱/۷/۱۸ شركت كرده بود به درجه رفيع شهادت نائل امد و به آرزوي خود رسيد
در پايان جا دارد يك تكهاي از خصوصيات شهید به عنوان نمونه بيان شود
او نه تنها در منزل بلكه در جامعه و اجتماع از اخلاق حسنهاي برخوردار بود اخلاقش چنان بود كه اگر كسي به او تندي يا پرخاش ميكرد سر زير ميانداخت و در مقابل او سكوت ميكرد
انساني كامل بود روح شهادت هميشه در وجودش موج ميزد . شب قبل از شهادت در عالم خواب ديده بودم يك سيد نوراني ظاهر ميشود و به او ميگويد احمد آيا اين منزل زيبا را ميخواهي ؟ احمد جواب ميدهد بلي آقا . سيد در جواب ميگويد همين زودي به آنجا خواهي رفت . آري او راهش را انتخاب كرد و به هدفش رسيد
روحش شاد یادش گرامی باد.



