• امروز : جمعه, ۲۴ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 16 October - 2026
کل مطالب: 655امروز : 0
♥0

شهید عبدالله نظری

  • کد خبر : 3029
  • 09 خرداد 1397 - 11:29
شهید عبدالله نظری

خاطرات شهید خاطره اي از زبان برادر شهيد آخرين ديدار شهيد در تاريخ 1365/10/15 بود كه به مرخصي آمده بود و تنها خاطره كه شهيد ميگفت : من كه ميدانم در اين جنگ پيروز هستم پس ميجنگم تا انشا الله پيروز بشوم و ميگفت : من و چند نفر از همسنگرانم كه موقعه‌اي كه در […]

خاطرات شهید

خاطره اي از زبان برادر شهيد

آخرين ديدار شهيد در تاريخ 1365/10/15 بود كه به مرخصي آمده بود و تنها خاطره كه شهيد ميگفت : من كه ميدانم در اين جنگ پيروز هستم پس ميجنگم تا انشا الله پيروز بشوم و ميگفت : من و چند نفر از همسنگرانم كه موقعه‌اي كه در سنگر استراحت ميكرديم ناگهان يك خمپاره 120 ميلي آمد كه در سنگر ما خورد كه ناگهان سنگر ما پايين آمد و يك نفر از رفقايم به شهادت رسيد و بقيه زنده مانديم مي‌گفت : اي كاش من جاي اين شهيد بودم خوش به حالش و ميگفت حتماً ما لياقت شهادت را نداشتيم و توصيه مي‌كرد كه برادرم اگر من به شهادت رسيدم افتخار ميكنم ولي شما ناراحت نشويد و نگذاريد اسلحه من به زمين بيفتد و سنگرم خالي بماند .

لینک کوتاه : https://aflakeyan.com/?p=3029

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 1در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 1
  1. سلام
    مطالب سایت خیلی عالی است
    تشکر از سایت خوبتون