• امروز : پنجشنبه, ۳۰ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Thursday - 22 October - 2026
کل 1068 امروز 0
0
♥0

شهید یدالله زیارت زاده

  • کد خبر : 4735
  • 08 فروردین 1397 - 11:36
شهید یدالله زیارت زاده

شهید یدالله زیارت زاده نام پدر : عباس تاريخ تولد : ۱۳۴۶/۵/۱ تاريخ شهادت : ۱۳۶۶/۶/۲۶ محل تولد : بندر گناوه محل شهادت : سومار آرامگاه : گناوه _______________________________________________________________________________________________ زندگی نامه شهيد يد الله زيارت زاده فرزند عباس در سال ۱۳۴۶ در يك خانواده مستضعف و مذهبي در شهرستان گناوه ديده به جهان گشود . […]

شهید یدالله زیارت زاده

نام پدر : عباس

تاريخ تولد : ۱۳۴۶/۵/۱

تاريخ شهادت : ۱۳۶۶/۶/۲۶

محل تولد : بندر گناوه

محل شهادت : سومار

آرامگاه : گناوه

_______________________________________________________________________________________________

زندگی نامه

شهيد يد الله زيارت زاده فرزند عباس در سال ۱۳۴۶ در يك خانواده مستضعف و مذهبي در شهرستان گناوه ديده به جهان گشود .

در سن ۷ سالگي به مدرسه پا گذاشت و تا كلاس چهارم ابتدايي به تحصيل ادامه داد و سپس جهت كمك به پدر و امرار معاش زندگي مجبور به ترك تحصيل شد و به كار ماهيگيري پرداخت .

او در سال ۱۳۶۵ جهت دفاع از ميهن اسلامي عازم خدمت مقدس سربازي شد و پس از مدتها نبرد با كفار بعثي در مورخه ۶۶/۶/۲۶ در منطقه عملياتي سومار به درجه رفيع شهادت نائل آمد .

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

_______________________________________________________________________________________________

خاطرات شهید

۱. خاطر اتي از زبان پدر شهيد :

بعد از اينكه شهيد شد موقع هفته‌اش رسيد و شب جمعه خواب ديد‌م كه امام خميني (ره) و امام خامنه‌اي و چند تا از سادات توي خواب من آمدند

و امام خميني اول در منزلم آمد و من مي‌خواستم دستش را ببوسم و امام نگذاشت كه من دست او را ببوسم و او صورت من را بوسيد و در خانه من قرآن خواند و يك يكي صورت من را بوسيدند و رفتند

و تا چهلمش رسيد و دوباره آنها آمدن توي خوابم صورت من را بوسيدند و فاتحه خواندند .

عنوان خاطره :اعتقاد به شهادت فرزندم

بعد از شهادت شهيد خواب ديدم تا امام خميني و امام خامنه‌اي با تعدادي از سادات براي فاتحه به منزل من آمدند تسليت گفتند و فاتحه خواندند و رفتند و چهلم شهيد هم آمدند

من آن موقع متوجه شدم شهيد راه خوبي رفته و شهيد است و خوشحال شدم و افتخار مي‌كنم كه فرزندم در راه خدا شهيد شده است .

عنوان خاطره : عشق به امام حسين(ع)

به امام حسين (ع) و مراسم محرم عشق و علاقه خاصي داشت يادم هست هميشه در مراسمات محرم زنجير مي‌زد و مي‌گفت تا زنده هستم بايد براي امام حسين (ع) عزاداري كنم .
يادش گرامي باد

۲.خاطر اتي از زبان مادر شهيد :

عنوان خاطره : خبر از شهادت

پسرم از موقعي كه بدنيا آمد پسر خيلي خوب و فقيري بود و من از كودكي نماز و راه اسلام را به او ياد دادم و گفتم به بزرگترها احترام بگذار

و وقتي كه بزرگتر از خود را ديدي به او سلام بگو . او از كارهاي من سرپيچي نمي‌كرد و كل خانواده از او راضي بودند و وقتي كه به سن ۱۸ سالگي رسيد به سربازي رفت و تا دو ماه سربازي مي‌كرد و ۱۵ روز به مرخصي آمد

و به جبهه رفت و دوباره كه از جبهه آمد به ما گفت كه من خواب ديده‌ام كه در ميدان امام خميني دارند مي‌گويند كه يد‌الله زيارت زاده شهيد شده است و به همسرش مي‌گفت كه روزي نامه من به دست شما مي‌رسد كه من شهيد شده‌ام

و چند روز ديگر به مرخصي آمد كه مريض شده بود و به او يك مرخصي داده بودند.

و موقعي كه حالش خوب شد به جبهه رفت و چند مدت ديگر برگشت و همه ما را بوسيد و دوباره به جبهه رفت . و بعد از ۱۸ روز نامه‌اش به دست ما رسيد كه در جبهه سومار شهيد شده است

و در نامه‌اش نوشته بود كه پدر جان ديگر منتظر من نباش و من افتخار مي‌كنم كه پسر من در راه رضاي خدا و رهبري جانش را فدا كرده است .

لینک کوتاه : https://aflakeyan.com/?p=4735

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.