• امروز : پنجشنبه, ۳۰ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Thursday - 22 October - 2026
کل 1068 امروز 0
0
♥0

شهید مظفر سهولی

  • کد خبر : 2077
  • 11 فروردین 1397 - 12:34
شهید مظفر سهولی

خاطرات شهید خاطره‌اي از مادر شهيد 1 . عنوان خاطره : ديدن شهيد در خواب شبي خواب شهيد را ديدم . شهيد از جايي بلند پيش من آمد و گفت : مادر جان ، بيا و به خانه‌ام نگاه كن . من چون خانه‌اش در جاي بلندي قرار داشت به آن نمي‌رسيدم  گفتم من به […]

خاطرات شهید

خاطره‌اي از مادر شهيد

1 . عنوان خاطره : ديدن شهيد در خواب

شبي خواب شهيد را ديدم . شهيد از جايي بلند پيش من آمد و گفت : مادر جان ، بيا و به خانه‌ام نگاه كن . من چون خانه‌اش در جاي بلندي قرار داشت به آن نمي‌رسيدم  گفتم من به خانه شما نمي‌رسم كه به آن نگاه كنم گفت : من خم مي شوم ، تو از روي من بلند شو و به خانه‌ام نگاه كن ، وقتي من به خانه‌اش نگاه كردم ديدم خانه بزرگي كه خيلي زيبا و دلنشين بود و در آنجا وجود دارد . و من از اين خواب نتيجه مي‌گيريم كه جاي پسر در جهان آخرت راحت و خوب است .

پسرم عاشق شهادت بود و بالاخره مزه عاشقي شهادت را چشيد .

 خاطره‌اي از خواهر شهيد

1 . عنوان خاطره : وصيتهاي شهيد بزرگوار

شهيد به ما مي‌گفت كه ايمانتان ، نمازتان و روزه‌هايتان هيچ وقت نبايد ترك شود . هميشه سفارش مي‌كرد حجابتان را رعايت كنيد ، هيچ وقت نگذاريد مسجد خالي بماند كه دشمن خوشحال شود .

مي‌گفت : هيچ وقت نگذاريد حتي قطره‌اي از خون شهداء پايمال بشود . سعي كنيد مواظب پدر و مادر باشيد و آنها را در وقت پيري به حال خودشان رها نكنيد . برادرم يك گل بود ولي حيف كه زود بسته و خاموش شد .

لینک کوتاه : https://aflakeyan.com/?p=2077

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.