خاطرات
خاطره اي از رزمنده سليمان كمالي :
شهيد بزرگوار ما غلامحسين تيموري مردي مومن فداكار، با اخلاق نيكو ، خنده رو و ساده زيست و بدون تكلف بود به لحاظ اينكه از همه همرزمان خود مسن تر بود برادران نيز جهت احترام و بزرگداشتش به ايشان لقب «خالو» داده بودند و همه برادران با همين نام «خالو» ايشان را ميخواندند ، او نيز به همه احترام ميگذاشت .
در اوقاتي كه ارتش بعث عراق ما را زير آتش ميگرفت به شوخي به هم رزمان ميگفت : اينها چقدر (ارتش عراق) نامرد هستند قدرت مقابله و روبروشدن با بسيجيان خميني (ره) را ندارند از راه دور با توپ و خمپاره به سوي ما تيراندازي ميكنند . اينها اگر مرد هستند بيايند جلوي ما تا رو در رو با هم بجنگيم ، اينگونه جنگ كردن جنگ نامردي است ، همرزمان ميگفتند : بارك ا… خالو درست ميگويد ارتش صدام نامرد است ، مردها از رو به رو با دشمن خود ميجنگد ، همه با هم ميزدند به خنده و برادران را خوشحال ميكرد .
اين شهيد بزرگوار در يكي از مراحل عمليات فتح المبين با ساير همرزمان خود به درجه رفيع شهادت نائل آمد روحش شاد و با سرور و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين (ع) محشور باد ان شاءالله .
هدف شهيد پيروزي اسلام و مسلمين و نابودي استكبار جهاني به سركردگي امريكاي جهانخوار ، بيرون راندن دشمن از خاك لاله خيز اسلامي بود .
سليمان كمالي
___________________________________________________________________________________



