خاطرات
از زبان مادر:
1 ـ عنوان خاطره : آرزو داشتم كه مادر شهيد شوم
من هميشه آرزويم اين بود كه مادر شهيد باشم. تا اينكه عزيز شهيدم در خواست به جبهه رفتن كرد و به اصرار زياد عازم جبهه شد و چندين بار به جبهه رفت تا اينكه به آرزويش كه شهادت بود رسيد و من مادر شهيد شدم و به اين مقام افتخار ميكنم .
2 ـ عنوان خاطره : شوق به جبهه رفتن
او خيلي عاشق جبهه و جنگ بود تا اينكه مدرسه و درس را رها كرد و به جبهه رفت . او ميگفت بايد به فرمان امام خميني (ره) به جبهه رفت و فرمان او واجب است و درس را در وقت ديگري ادامه می دهم .
——————————————————————————————————————————————
