• امروز : جمعه, ۲۴ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 16 October - 2026
کل مطالب: 655امروز : 0
♥0

شهید عبدالطیف حیدرزاده

  • کد خبر : 3146
  • 12 خرداد 1397 - 11:05
شهید عبدالطیف حیدرزاده

نامه های شهید 1- نامه ای برای مادرش    مادر خوبم  سلام و درود بر تو شیر زن روز سلام بی‌پایان بر تو كه همه عمر رنج كشیدی و مرا بزرگ كردی . چه خون دلها خوردی مادر جان من رفتم تا شاید بتوانم ذره‌ای از زحمات شما را با خون خود جبران كنم مادر […]

نامه های شهید

1- نامه ای برای مادرش 

 

مادر خوبم 

سلام و درود بر تو شیر زن روز

سلام بی‌پایان بر تو كه همه عمر رنج كشیدی و مرا بزرگ كردی . چه خون دلها خوردی مادر جان من رفتم تا شاید بتوانم ذره‌ای از زحمات شما را با خون خود جبران كنم مادر خوبم گمراهان، بازار را به من اشتباهی یاد داده بودند بازاری كه من سویش می‌روم بازار الهی است ترازویش هیچ كم و زیاد ندارد. مادر جان اگر كشته شدم هیچ خودت را ناراحت مكن و دیگر فرزندانت را تشویق به رفتن به جبهه جانبازی در راه اسلام و امام بكن .

مادر خوبم من به میل خود به جبهه رفتم و هیچ كس مرا اجبار به این كار نكرد و در اینجا بیش از ۵۰۰ نفر عازم به جبهه هستند كه همگی خود داوطلب هستند مادر خوبم مبادا بعد از مردن من به كسی توهین بكنید سپاه پاسداران را فرزندان خود بدانید زیرا آنها همانهایی هستند كه شما از من انتظار داشتید باشم . دوستت دارم دوستم بدار

عبدالطیف حیدرزاده ۱۳۶۰/۰۴/۰۷

______________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________

 

2- نامه‌ای برای خواهرش مریم 

 

خواهر عزیز بسیار مهربانم مریم حیدر‌زاده

درود بی‌پایان را كه از فرسنگهایی دور و با قلبی نزدیك به سوی خواهر عزیزم می‌فرستم بپذیرید .

امید است كه حالتان خوش و خرم و در زندگی پیروز و شاد باشید و زندگی را كنار فرزند و همسرتان به خوشی هر چه بهتر بگذرانید و فرا رسیدن عید سعید باستان را به شما و خانواده محترمتان تبریك و تهنیت عرض می‌كنم و حال كه سالی و بهاری نو فرا رسیده است زندگی شما نوروزی سبز باشد .

احمد را سلام برسانید حیدر را از طرف من ببوسید و حسین و نظام را سلام برسانید عمه و فاطمه را سلام برسانید همسایگان و دوستانتان را كه یاد ما هستند سلام برسانید از آبادان همگی سلام می‌رسانیم آن كس كه همیشه به یاد شما می‌باشد .

برادرت عبدالطیف حیدر‌زاده

______________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________

 

3- نامه‌ای برای برادرش محمد علی (۱) 

 

برادر خوبم محمد علی حیدر‌زاده

با درود و سلام

امیدوارم كه حالت خوب باشد برادر خوبم نمی‌دانم از كجا شروع كنم بهتر از همه این است كه از بی‌ادبی خودم بگویم از اینكه نیامدم و با شما خداحافظی نكرده ولی از آن ترس داشتم كه مرا منصرف بكنید برادر خوبم دوست دارم كه هیچ در فكرم نباشید من می‌روم تا خود را آزمایش كنم می‌روم تا شاید گناهان خود را  پاك كنم و می‌روم شاید با خونم درخت اسلام را آبیاری كنم و …

برادر جان بازار را به ما اشتباهی یاد داده بودند ما می‌رویم به سوی بازار اصلی در كفه ترازو قرار می‌گیریم و تا ببینیم آیا تا چه اندازه‌ گناهكارم و شاید بتوانم برای شما افتخاری باشم من در همه مراحل راه زندگی گناه كرده‌ام .

برادر جان ما در این جا بیش از ۵۰۰ نفر داوطلب هستیم كه از شهرستانهای مختلف برای اعزام به جبهه در اینجا گرد آمده‌اند همگی شور ایمان و جانبازی در راه امام را دارند همگی خود را پیش مرگ امام نامیده اند. ما اكنون در پادگان سپاه پاسداران شیراز هستم و بعد از چند روز آموزش سلاحهای سنگین و سبك به جبهه اعزام می‌شویم دوستتان دارم دوستم بدارید از یادم نبرید هیچ خودتان را ناراحت نكنید زیرا من بسوی پدرم می‌روم و منتظر شما می‌مانیم برادر جان من به میل باطنی خود به جبهه رفتم مبادا به كسی توهین بكنید زیرا روحم را عذاب می‌دهید  و سلام .

عبدالطیف حیدرزاده ۱۳۶۰/۰۴/۰۷

______________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________

 

4- نامه‌ای برای برادرش محمد علی (۲) 

 

برادر خوبم محمد علی حیدر‌زاده

سلام عرض می‌كنم و امید است آنرا از شهر شهیدان گمنام شوش بپذیرید برادرم می‌دانم از دستم ناراحت هستی ولی چه كنم همواره دلم هوای كربلا می‌كند و نمی‌توانم در گناوه بمانم زیرا دوستانم برادرانم در زیر تركش دشمن تكه تكه می‌شوند و من در خانه‌ام راحت آرامیده‌ام این رسم مردانگی و مسلمانی نیست برادرم شما در گردنم خیلی حق دارید و لاكن دینم در گردنم بیش از این حق دارد .

برادرم شما برایم خیلی زحمت كشیده‌اید همه زندگی را مدیون شما هستم ولی جانم برای كسی كه مرا به وجود آورده است و از شما می‌خواهم  به خاطر خدا خودتان را ناراحت نكنید من دیوانه دینم شده‌ام و آدم دیوانه حرف سرش نمی‌شود و اما از اینجا شوش از شهری كه خانه‌های آن توسط سلاحهای سنگین كافران ویران شده است برایت نامه می‌نویسم .

ما به مدت چهار روز است كه به این شهر وارد شده‌ایم و كلیه برادران را به جبهه برده‌اند و هنوز شهر پر از نیرو از سراسر ایران است و اهواز هم ما را جهت آموزش بی‌سیم در شهر نگه داشته‌اند به زودی بر مزدوران صدامی حمله خواهیم برد و نابودشان خواهیم كرد و شاید توانستیم هدیه ای كوچك به مناسبت عید تقدیمتان كنیم تمام یاران را سلام برسانید و هیچ خودتان را به خاطر من ناراحت نكنید .

آدرس ما : شوش ـ تیپ ۱۷ قم گردان ۳ گروهان ۱ دسته ۱ بی‌سیم چی عبد‌الطیف حیدر‌زاده

برادرت عبدالطیف

 

______________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________

لینک کوتاه : https://aflakeyan.com/?p=3146

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0