
یادداشت هادی شهید
دفترچه کوچک با جلدی به رنگ خردلی از شهید اکبر دهدشتی جا مانده است . که در آن روز شماری از اولین حضور او در جبهه و یادداشت هایی که همرزمان او برایش به یادگار نوشته اند به چشم می خورد. در ذیل به مرور این روزشمار و آن یادداشت ها می پردازیم :
روزشمار اولین حضور ( به قلم شهید اکبر دهدشتی )
عصر جمعه 60/8/8 حرکت از گناوه به طرف کازرون و سپس سیراز
صبح شنبه 60/8/9 حرکت از شیراز به طرف اهواز
صبح یکشنبه 60/8/10 رسیدن به اهواز
صبح چهارشنبه: 60/8/13 حرکت به طرف ماهشهر
ظهر چهارشنبه 60/8/13استقرار در ماهشهر
جمعه 60/8/15 دیدار با پدرم و مادرم
دوشنبه 60/8/18 دیدار با خواهرانم A و R
پنجشنبه 60/8/21 دیدار با برادرم
جمعه 60/8/22 دیدار با بچه های سپاه که از گناوه آمده بودند
60/8/23 حرکت از ماهشهر به طرف اهواز و سپس به طرف سوسنگزد
60/8/24 حرکت از سوسنگرد به جبهه دهلاویه
24 تا 60/8/29 برادران پاسدار علی خان و محمد صالحی که برای شناسایی منطقه و دشمن رفته بودند با آتش تیربارهای صدامیان به درجه رفیع شهادت رسیدند. فرمانده گردان ما و معاون فرمانده تیپ هم زخمی شدند .
60/8/30 تا 60/9/5 قرار بود عملیات شود که نشد.
60/9/7 تا 60/9/8 عملیاتی صورت گرفت که ما در خط دهلاویه بودیم .
شب یکشنبه 1360/9/8 رزمندگان اسلام از ساعت 10 شب شروع به حرکت کردند و رفتند تا در سرزمین های اسلامی ایران گورستانی برای بعثی های آمریکایی به وجود آوردند و آنان را به زباله دان تاریخ بفرستند و آری اینچنین هم شد و فرزندان اسلام رفتند و در جبهه های دهلاویه _ الله اکبر _ بوستان دب حردان و غیره گورستانی بزرگ برای بعثی ها بوجود آوردند و فرزندان اسلام با هدیه خون خود به قرآن درخت پر برکت اسلام را آبیاری کردند تا سرانجام پیروزی را با چشمهای بینای خود مشاهده کردیم .
چه پیروزی بزرگی که با پاکترین خو ها تصویب شد و بعد از گرفتن سرزمین های خود از دشمن دوباره با خوردوهای ارتش به جبهه دهلاویه برای استراحت منتقل شدیم و نیروی تازه نفس جای ما را گرفت و در تاریخ 9/9 در دهلاویه بودیم و در تاریخ عصر دوشنبه 9/9 بود که به خط جبهه بوستان قسمت پل سابله رفتیم
و در تاریخ های 9/10 و 9/11 و 9/12 و 9/13 و 9/14 و 9/15 در جبهه سابله جاده تدارکاتی بستان و هویزه بودیم و در تاریخ 9/16 بود که دوباره برای استراحت به دهلاویه آمدیم و در تاریخ 9/17 و 9/18 و 9/19 در دهلاویه بودیم و در تاریخ عصر 9/20 از دهلاویه به سوسنگرد آمدیم و شبانه به ماهشهر رفتیم و 9/21 در ماهشهر بودیم و ظهر 9/22 به اهواز آمدیم و شب در اهواز استراحت کردیم و بعد به گناوه آمدیم .
خلوص تو
برادرم چه تفاوتی دارد این کلمات سردرگم من به حال رزمنده ای همانند اکبر و آن چیزی که هست خلوص توست ای برادر اکبر اگر آن هنگامی که پروازت شروع شد و من بیچاره که سرتا پایم گناه است همراهت نبودم دعا کن …
60/12/19 – ناصر داودی (شهید)
چه سعادت بزرگی
درود بر خداوند بزرگوار و درود بر محمد (ص) و منجی عالم بشریت امام زمان و فرستاده خدا . و درود بر حسین (ع) سالار شهیدان و درود بر رهبر کبیر انقلاب، خمینی بت شکن ، راهرو راه حسین و درود بر رهروان پاک و صدیق آنها و بر شهیدان ، مخلصان خدا .
از این که خداوند این سعادت را نصیب یکایک ما کرده که به جبهه حق و برای خدا خدمت کنیم چه سعادت بزرگی است که همراه با برادران مخلص و صدیق و پاک خدا هستیم…
برادر کوچک شما ماندنی محمدی (شهید) اردوگاه آبادان – 60/12/11
_______________________________________________________________________________
نامه ای از شهید به خانواده
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم پدر و مادر گرامی
پس از عرض سلام ، سلامتی شما را از خدای بزرگ خواهانم و پیروزی لشکر اسلام بر کفر را از خدای بزرگ می خواهم ، اگر از حال من خواستار باشید الحمدلله سلامتی برقرار است بجز دوری شما هرکس از حال من پرسید سلام برسانید و اگر کسی گفت که از من خداحافظی نکرده از او معذرت بخواهید. زیرا که وقت نبود و من حال در اهواز هستم و فردا تاریخ 60/8/12 به جبهه اعزام می شویم . سلامتی همگی شما را از خدای بزرگ می خواهم.
خداحافظ – اکبر دهدشتی
______________________________________________________________________________________________________________



