خاطرات شهید
خاطره شهيد از زبان همسر شهيد
عنوان خاطره : ديدار خالق
خاطرات شهيدان چيزي جز فداكاريهاي آنان نخواهد بود . يادم است بعد از پايان يك ماه خدمت در جبهه چند روزي را به عنوان مرخصي به منزل ميآمدند كه اين حق تمامي آنان بود .
ولي مدتي بود كه شهيد معمولاً هر دو ماه يا سه ماه به اين استراحت چند روزه خود نميآمد و در پاسخ به اعتراضات من به اين تاخيرها پاسخ ميدادند كه : مرخصي خود را به همرزمانش بخشيده تا آنان به نزد خانواده شان بروند . و وقتي به او گفتم خوب توهم خانواده داري و من چشم براهت هستم پاسخ ميداد : ما كه هنوز فرزندي نداريم و اين كودكان هستند كه براي ديدن پدرشان كم طاقتي ميكنند .
شما بالاخره بزرگتريد و پرطاقت تر و پر حوصله تر . انشاء الله وقتي فرزندمان به دنيا آمد حتماً آنان جبران خواهند كرد تا من مدت بيشتري پيش فرزند بمانم و ايشان با بيان اين مطلب مرا قانع مينمود . ولي تنها يك ماه به تولد فرزندش باقي مانده بود که به مقام عالي و رفيع شهادت نائل گرديد و ديدار خالق را به ديدار فرزند ترجيح داد .



