سال 1366 بود که به مکه مشرف شدم ، عضو کاروانی بودم که شهید بابایی هم با آن کاروان اعزام می شد. ولی ایشان نیامدند و شنیدم که به همسرشان گفته بودند: بودن من در جبهه ثوابش از حج بیشتر است . در صحرای عرفات وقتی روحانی کاروان مشغول خواندن دعای روز عرفه بود و […]
قبل از عملیات کربلای 4 ، یعنی میقات خونین ، جهانشیراین مرد جهد و جهاد را دیدم ،از من سراغ مجید شریعتی را گرفت . – عجب ! مثل اینکه خودت را خوب تحویل می گیری ؟ لحن سخنم پیدا بود که شوخی می کنم ،اما در دلم معنای دیگری تاب می خورد .یادم افتاد […]