خاطرات شهید
خاطرهای از زبان همسر شهید :
1. عنوان خاطره : اسمش را روح الله بگذار
تقریباً سه سال با هم زندگی كردیم شهید سنگور زاده خیلی اخلاق خوبی داشت . مخلص بود برای انقلاب . از اول جنگ تا آخر جنگ . از اول انقلاب در جهاد سازندگی شركت داشت یك مدتی هم در بنیاد مهاجرین خدمت نمود بعد هم عضو بسیج شد و بعد هم پاسدار رسمی شد .
همیشه میگفت اگر ما صاحب یك فرزند شدیم بچهام را اگر یك وقتی مثلاً اتفاقی یا خطری برای انقلاب پیش آمد حتماً تو بچهام را زود بفرست . جلویش را نگیر و خیلی هم دوست داشت فرزند اولش پسر باشد . و میگفت هر وقت پسری گیرم آمد اسمش را روح الله بگذار . خیلی به امام علاقه داشت .
