شرح زندگي :
مجروحين و معلولين خود چراغ هدايتي شدهاند كه در گوشهگوشه اين مرز و بوم به دين باوران راه رسيدن به سعادت آخرت را نشان ميدهند . راه رسيدن به خداي كعبه را . . . از شهدا كه نميشود چيزي گفت . شهدا شمع محفل دوستانند . شهدا در قهقهه مستانهشان و در شادي و صولشان عند ربهم يرزقوناند و از نفوس مطمئنهاي هستند كه مورد خطاب فاد خلي في عبادي و ادخلي جنتي پروردگارند .
” امام خميني”
و اينك هر چند كه لياقت آنرا نيست كه به زبان الكن خويش در وصف جانباز شهيد انقلاب اسلامي سخن به ميان آوريم لذا حسب وظيفه شمهاي از زندگي سراسر شور و عشق و ايمان برادر شهيد عباس بهمنياري را به استحضار امت شهيد پرور ميرسانيم .
برادر جانباز شهيد عباس بهمنياري فرزند سهراب در تاريخ اول مهرماه 1339 در خانوادهاي مذهبي در روستاي بهمنياري ديده به جهان گشود تا كلاس پنجم ابتدايي را در همان روستا به تحصيل مشغول بود ولي پس از آن به دلايلي از جمله وضعيت مادي خانواده و همكاري با پدر پير خويش كه به شغل كشاورزي اشتغال داشت ترك تحصيل نمود و دست به كارها و فعاليتهاي مختلفي از جمله كار در شركتها پرداخت .
زندگي وي تا به حدي رسيد كه ميبايست به خدمت مقدس سربازي اعزام شود پس از اعزام به خدمت مقدس سربازي و حضور در جبهه رزم و ايثار ، در تاريخ 11 خرداد ماه 1360 در منطقه غرب سوسنگرد بوسيله تركش خمپاره مزدوران بعثي عراق كه به نخاع وي صدمه رسانده بود ، مجروح گرديد و به همين دليل در بيمارستان بستري گشت .
پس از به دست آوردن بهبوديهاي مقدماتي ، بدين دليل كه از ناحيه نخاع به وي آسيب وارده آمده بود بر روي چرخ جانبازي نشست و در زمره جانبازان هميشه شاهد انقلاب اسلامي در آمد ، در سال 1364 پدر گرامي خويش را كه عمر خويش را صرف تربيت چنين جواني فدا كار كرده بود ، از دست داد و در سوگ وي نشست .
در تمام طول مدت مجروحيت خويش تا آخرين لحظات زندگي پربار و حماسه آفرين خود ، بوسيله مادر پيرش پرستاري ميگشت و الحق كه اين شير زن ، صبورانه از عباس ميدان رزم و استقامت ، پرستاري و نگهداري نمود و همواره در اين چند سال مجروحيت يار وفادار و مونسي دلسوز براي از بود . مادر پيري كه عليرغم ناتواني ، گرد شمع وجود اين جانباز انقلاب ميگشت و لحظهاي از ياد او غافل نميشد .
« يادش گرامي راهش پر رهرو باد »
——————————————————————————————————————————————



