شهید شهریار ارجمند
نام پدر : علی باز
تاریخ تولد : 1333/03/12
تاریخ شهادت : 1361/01/02
محل تولد : گناوه
محل شهادت :دشت عباس
آرامگاه : مال محمود
————————————————————————————————————————————————————–
شرح زندگي :
شهید شهريار ارجمند در روستاي مال محمود ديده به جهان گشود. در يك خانواده فقير و روستايي زندگی میکرد .در سن شش سالگي پدرش او را به مدرسه گذاشت و در روستاي چهار محال دوره پنجم ابتدايي را به پايان رسانيد و براي سال ششم دبستان به گناوه رفت و بر اثر فقر و تنگدستي نتوانست تحصيل خود را ادامه دهد و مجبور شد كه شروع به كار كند ، اولين روز و سال كار شهيد شهريار ارجمند در سن 13 سالگي شروع شد و در جزيره خارگ به مدت 3 سال كار كرد تا بتواند خرجي زندگي خود و خانوادهاش را به حد امكان برساند .
بعد از برگشت از جزيره خارگ ازدواج كرد كه ثمره آن 2 پسر و 3 دختر ميباشد و بعد از ازدواج مجددا به جزيره خارگ جهت كار عزيمت كرد و بعد از مدت يك سال كار در جزيره خارگ به استان بوشهر آمد و در شركت آلماني به مدت 2 سال كار كرد . انقلاب شروع شد و ايشان تنها كسي بودند كه در تظاهرات بر عليه رژيم منحوس پهلوي شركت مينمود و شعارهاي ضد طاغوت را با جمعي از دوستان خود كه همفكر او بودند ميداد تا زماني كه اين شركت تعطيل شد و شهيد خود را با انقلاب وقف داد تا بتواند خدمتي به اسلام عزيز نمايد و تنها عقيده شهيد همين بود و هميشه در راه خير پيشقدم بود تا زماني كه فرمان امام صادر شد كه بايد همه ملت بسيج شوند ودر جبهههاي نبرد عليه ضد عليه باطل اسلام را ياري كنند .
او اولين كسي بود كه توانست دوستان خود را جهت اين كار آماده سازد و با يك گروه چند نفري به برازجان حركت نمودند و تشكيل پرونده دادند و او در اين موقعيت خیلی عاشق بود كه هر چه زودتر پرونده تشكيل و به جبهه اعزام شوند. بعد از مدتي پروندههاي ايشان تكميل و به گناوه آورده شد و از سپاه گناوه خواسته شد كه هر چه زودتر براي آماده شدن و نشان دادن دورههاي نظامي به اين روستا بيايند و برادران را آشنا به اسلحه و دورههاي نظامي نمايند و دورههاي نظامي هم توسط يكي از برادران شهيد ( نصرالله خزائي) ياد داده شد و بعد از يادگيري سلاح از طرف سپاه گناوه براي اولين بار شهریارارجمند و بهرام تافته به جبهه اعزام شدند
بعد از بازگشت از طرف بسيج به نگهباني در گمرك مشغول شد و پس از مدتي تصميم به رفتن به جبهه گرفت و راهي را انتخاب نمود كه راه تمام افراد مومن و متعهد به اسلام بود تا اينكه بعد از 40 روز در جبهه شوش در حمله شب عيد 1361/1/1شرکت نمودند.
آنها يك گروه فدايي تشكيل دادند و بنام صف شكن به جلو رفتند .در اين نوبت دوم كه عازم جبهه شدند شهيد شهريار ارجمند و شهيد مرادي و بهرام تافته همسفر شدند تا اينكه در عملیات فتحالمبين ارجمند و مرادي شهيد شدند و تافته همسفر آنها زخمي شد وقتي سوال ميشود از پدر و مادر شهيد كه شما راضي بوديد فرزندتان به جبهه برود در جواب ميگفتند كه باعث افتخار ماست كه چنين فرزندي را تحويل جامعه اسلامي داديم و براي ما كمال افتخار و سعادتمندی است و به قول امام كه فرمود ملتي كه شهادت براي او سعادت است و پيروز است ، و هيچ وقت نگران آن نيستم كه چرا فرزند عزيزم را از دست دادهام و اين براي ما ننگ است كه بگوييم چرا فرزندمان شهيد شد .
خودش اين راه و هدف را مشخص كرده بود و خودش اين راه را انتخاب كرد و رفت تا به لقاء الله پيوست . براي ما بسي افتخار و كمال و سعادتمندي است كه فرزند عزيزي را در اين راه هديه دادهايم . اين راهي است كه همه كس موفق به رفتنش نميشوند چون براي امت اسلام و حفاظت از انقلاب اسلامي بود و اين شهيد براي دوستان و اقوام خاطراتي بس فراموش نشدني دارد چون تا اين شهيد زنده بود اخلاق او اسلامي و رفتارش همچون استادش حسين (ع) بود چون او اين را در مكتب اسلام آموخته بود و هميشه كلمه شهيد بر زبان او جاري بود و بالاخره هم به آرزويش رسيد
«والسلام علي عباد الله الصالحين و السلام علي من التبع المهدي »
«روحش شاد يادش گرامي باد»
————————————————————————————————————————————————————–
