• امروز : جمعه, ۲۴ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 16 October - 2026
کل مطالب: 655امروز : 0
♥0

شهید امرالله محمدی

  • کد خبر : 2828
  • 01 خرداد 1397 - 12:10
شهید امرالله محمدی

زندگی نامه شهید بسم رب الشهداء و الصدیقین «ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يُرزَقون » (قرآن كريم) «هرگز مپنداريد آنان كه در راه خدا كشته شدند مرده‌اند بلكه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزي مي‌گيرند » با سلام به ارواح پاك شهدا ، ياد نامه شهيد بزرگوار […]

زندگی نامه شهید

بسم رب الشهداء و الصدیقین

«ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يُرزَقون »
(قرآن كريم)

«هرگز مپنداريد آنان كه در راه خدا كشته شدند مرده‌اند بلكه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزي مي‌گيرند »

با سلام به ارواح پاك شهدا ، ياد نامه شهيد بزرگوار را مرور مي‌كنيم .

نامش امرالله فرزند غلامشاه ، در حدود بيست سال پيش در خانواده‌اي متوسط پا به عرصه وجود گذاشت .

هنوز دو سال از عمرش نگذشته بود كه پدرش را از دست داد و كانون گرم زندگيشان به سردي گرائيد ، ديگر آن محبت‌ها و شادماني خانوادگي كه ناشي از الطاف پدري مي‌شد از كنارش رخت بربست و سرپرستي خانواده را مادرش بعهده گرفت

و بحق مي‌توان گفت كه اين مادر شيرزني بود كه توانست تا اندازه‌اي جاي خالي پدر را پر كند و سرپرستي دلسوز براي فرزندانش باشد و با ايثار و فداكاري و از خود گذشتگي توانست نه تنها امرالله بلكه براي ديگر افراد خانواده هم سرپرست خوبي باشد .

امرالله ، اين شهيد جاويد ، دوران طفوليت را در دامان مادر سپري نمود و با ديگر بچه‌هاي همسايه پا به دبستان گذاشت و دوره ابتدايي را با موفقيت گذراند و با توجه به هوش سرشاري كه داشت ، توانست دوره راهنمايي را هم با موفقیت پشت سر بگذارد و مشكلات زندگي هم نتوانست او را از ادامه راه باز دارد و در دوره دبيرستان ، بخصوص سالهاي آخر ، اين شهيد عزيزمان بسيار فعال و کوشا بود.

وی هيچگاه از مشكلات درسي سخن نمي‌گفت بلكه دوران بلوغ و شكوفايي فكري و مشكلات زندگي و خانوادگي بسيار روحش را مي‌آزرد .

تمام دوستانش اين را مي‌دانند كه اين شهيد عزيزمان چقدر مهربان بود و هرگز خشم بر او چيره نمي‌شد و بارها در شدت ناراحتي با يك شوخي همه را به خنده وامي‌داشت او يكي از بازيكنان خوب تيم فوتبال امام‌زاده بود كه بارها مورد توجه تيم‌هاي بزرگ فوتبال گناوه و فوتبال شناسان قرار گرفته بود

و اما امرالله از روحيه‌اي بسيار عالي برخوردار بود . وقتي يك شب كه از جبهه دهلران برگشته بود به ديدنش رفتيم ، باز هم همان شوخي‌هاي هميشگي را شروع كرد و وقتي كه از جنگ و جبهه از او مي‌پرسيديم ،‌ گلوله‌هاي تانك و توپ و خمپاره و موشك را با تمسخر و ريشخند باز‌‌‌‌گو مي‌نمود و به مادرش مي‌گفت ، پيرزن محكم باش كه مي‌خواهم افتخاري بزرگ نصيبت كنم و شايد مي‌توان گفت كه از مرگش خبر داشت

و حتي بار آخر هم كه از جبهه آمده بود با شوخي به دوستانش مي‌گفت ، تا اوائل عيد نمي‌آيم ، اگر بيايم ، يا همين طوري وارد خانه مي‌شوم و يا اينكه از درب سپاه بروي دستهاي شما به طرف گلستان شهدا تشييع مي‌گردم .

و تو اي شهيد عزيز ، چه خوب فهميدي مرگت را ، و روحت چون پرنده‌اي سبكبال از قفس سينه‌ات پر كشيد و به ملكوت اعلا پيوست تو رفتي و با ديگر شهدا محشور شدي و ما را در ماتم خود نشاندي .

روحش شاد و يادش گرامي باد

لینک کوتاه : https://aflakeyan.com/?p=2828

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0