شرح زندگي
شهيد مجيد شريعتي فرزند حورث در سال 1343 در شهر گناوه در خانواده ای متدين و متين ديده به جهان گشود . زندگيش بسان زندگي بزرگ مردان اسلام ساده و خالي از تجملات بود . او را به گونه اي پرورش دادند كه در مقابل مشكلات چون كوه پر صلابت باشد و با تند بادهاي زندگي دست و پنجه نرم كند و هيچ گاه براي متاع دنيا ايمان خود را از كف ندهد . در سن هفت سالگي وارد دبستان شد و با جديت به تحصيل مشغول گرديد .
پس از اتمام دوره ابتدايي وارد دوره راهنمايي شد و اين دوران همزمان با انقلاب اسلامي ايران بود. با اينكه نوجواني بيش نبود با عشق عجيبش به امام ، همراه با مسلمانان غيور كشورمان در اعتراض به رژيم منحوس پهلوي جهت براندازي اين خاندان و برپايي حكومت به حق جمهوري اسلامي ايران به مبارزه بر خواست . در پي فرمان رهبر كبيرانقلاب مبني بر تشكيل بسيج مستضعفين با پيوستن به جمع نيروهاي آموزش ديده هم دينيان خود را ترغيب مينمود و تحصيل خود را تا دوره دوم متوسطه ادامه داد .
اما به دليل آغاز جنگ تحميلي به جبهه رفت تا تحصيلاتش را همراه با مبارزه با خصم در دانشگاه جبهه ادامه دهد . بنابراين ضمن شركت فعالانه در ميادين نبرد امتحانات پاياني اين سال و سال بعد را نيز با موفقيت گذراند. وي در چند امتحان دوره سوم متوسطه شركت نموده بود. در ديماه 1361 به عضويت نيروي ويژه سپاه پاسداران گناوه درآمد و بعد از مدتي با رضايت خود به جبهه نبرد اعزام گرديد . پس از چندي مسئوليت قبضه توپ 57 ضد هوايي و قبضه دوشيكا در جبهه زبيدات به وي محول گرديد . با آغاز اجراي طرح لبيك يا امام نيز به جمع آوري نيرو و سازمان دهي آنان پرداخت و با مسئوليت گروهان و پس از آن معاون گردان به جبهه دشت عباس عزيمت نمود .
بعد از شروع عمليات خيبر جهت پدافند به جزيره مجنون مامور شد . مدتي بعد به مرخصي آمد و با اعزام ناوگانهاي آمريكا به دهانه تنگه هرمز به عنوان معاون اولين گردان به جزيره لارك واقع در تنگه هرمز عزیمت نمود . پس از سه ما در بازگشت به گناوه مسئوليت پايگاه مقاومت ابوذر غفاري و امام حسن (ع) را براي آموزش نظامي بعهده گرفت و تلاش خود را در جهت فرا خواني قشر بازاري گناوه و پيوستن آنها به خيل جنگ آوران جبهه هر چه بيشتر كرده و با اجتماع شبانه در مساجد هدف خود را پيگيري نمود.
وي اقدام بعدي خود را در زمينه آموزش پايگاههاي روستايي ادامه داد با آغاز طرح نو براي انسجام سپاه ، ايشان ماموريت يافتند كه به مدت نه ماه به عنوان فرمانده گروهان ناو تيپ 14 كوثر خدمت كند . مدتي در جبهه آبادان ، اروندكنار و قاسميه و قفاز فرمانده گروهان رزمي بود . چند روز قبل از عمليات والفجر 8 مسئوليت گروهان ترابري دريايي را به عهده گرفت و به مدت سه ماه از جانب ناو تيپ كوثر به تيپ 33 المهدي مامور شد تا دوشادوش خط شكنان رزمنده كه در شب اول عمليات بودند ، حاضر باشد . لازم به تذكر است كه اين تيپ اولين تيپي بود كه وارد فاو گرديد .
پس از ماموريت ناو تيپ 14 كوثر كتباً از قرار گاه خاتم تقاضا كردند تا شايد بتوانند اين بر صف شكن را هم چنان در جمع خود نگاه دارند . اما ايشان خود به اين تقاضا پاسخ منفي داد . پس از آن به دنبال ماهها رنج و زحمت طاقت فرسا كه ذره اي از عشق و شور او نكاست پايان خدمت گرفت و بار ديگر به پايگاه خود «گناوه» بازگشت . وي در اين پايگاه به عنوان مربي آموزشي رزم برادران بسيجي اعزام به جبهه و كاركنان غيور ادارات دولتي كارش را آغاز كرد و پس از چندي مسئولت پايگاه مقاومت حضرت زينب (س) و بسيج دانش آموزي گناوه نيز بر وظايفش افزوده گرديد .
شهيد بزرگوار شريعتي بدون احساس هرگونه خستگي و كسالتي عاشقانه به وظايفش عمل ميكرد و از اين بابت احساس وجد و شادماني مينمود . هنوز دو يا سه ماه از پايان وظايف محوله به او نگذشته بود كه با آغاز مرحله عظيم و با شكوه اعزام كارواني با نام مزين به سپاهيان محمد(ص) شوق پيوستن او به راهيان مرقد اباعبدالله او بيش از پيش گردید . بنابر وظيفه خود به عنوان فرمانده پايگاه به جمعآوري نيرو پرداخت و از پايگاه خود حدود 40 نفر را فرا خواند و يك شب قبل از اعزام با پر پايي مجلسي با شكوه در محفل صديقان عازم سخنراني ايراد كرد و از تشنگان حضرت حق پذيرايي به عمل آورد .
صبح همان روز براي آخرين بار با خيل مشتاقان كعبه عشق به شهرستان بوشهر و از آنجا به ناو تيپ اميرالمومنين پيوست . بعنوان مسئول گروهان ، نيروهاي خود را جهت حمله سرنوشت ساز، به فنون رزم آشناتر ميساخت و پس از چندي در مواقع تعيين شده در جبهه هاي جنوب مستقر گرديد و در عمليات اعزامي كربلاي 4 همدوش همرزمان خود به قلب سفاكان فرومايه يورش برد و در جزيره سهيل تا ساعت 9 صبح با دشمن به مبارزه پرداخت و در آن هنگام كه گل خورشيد بر ستيغ ميشكفت تا نويد روزي خونبار را اعلام دارد روح پاكش به لقاء الله پيوست و شهيد حلاوت شهادت را بر ذائقه چشيد . وي در اين عمليات فرماندهي گروهان يك و بعنوان یکی از معاونین گردان كميل ناو تيپ 13 اميرالمومنين حضور داشت . روحش شاد و یادش گرامی باد.
______________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________



