قسمتی از زندگی نامه شهید
شهيد در هفت سالگي براي رفتن به مدرسه در مدرسه هاي مستقر در آبادان ثبت نام كرده و به تحصيل پرداخت وي تا كلاس سوم دبستان با نمرات بالا قبول و به كلاس بالاتر راه يافت ولي بعد از اينكه پدر وي فوت نمود چون بر روحيه وي اثرگذاشت و بسيار از مرگ وي ناراحت بود و از درد بي پدري رنج بسيار مي برد .
در بقيه سالها با نمرات پايين تر قبول شده و به كلاس بالاتر ميرفت تا اينكه كلاس پنجم را پشت سر گذاشته و در مدرسهاي به نام بهرام ثبت نام كرده و به كلاس اول راهنمايي راه يافت و تا كلاس سوم راهنمايي در آبادان به سر برد كه ديگر جنگ شده و مجبور به ترك آنجا شدند و نيز وي هم ترك تحصيل كرده و به دليل علاقه زيادي كه به درجه افسري داشت اقدام به ادامه تحصيل نمود و رشته تجربي را انتخاب نموده و ادامه داد تا اينكه به كلاس دوم تجربي رسيد.شهید از نظر اخلاقي بسيار خوب بود با مادر بسيار مهربان بود حق برادر خود را نسبت به خواهرانش و برادرانش تا حد امكان ادا ميكرد . صلهرحم را ركن اساسي زندگي قرار ميداد و به تمام اهل خانه هم سفارش ميكرد و خود شهيد زمانيكه از منطقه به شهر ميآمد اول از هر چيز به خويشاوندانش سر ميزد بعد خستگي راه را از تنش بيرون ميكرد .و از نظر اجتماعي در كليه راهپيماييهايي كه به فرمان امام امت و ديگر مقامات كشور بود شركت ميكرد و به فرمان آنها لبيك ميگفت و در نماز جمعه و جماعت شركت ميكرد و در صفوف مسلمين حي و حاضر بود.
شهيد در زمان شروع انقلاب فعاليت بسيار ناچيزي را در انقلاب ايفا ميكرد با وجود سني كه داشت در تظاهرات و دادن شعار و پرتاب سنگ به بزرگترهاي خودش كمك ميكرد و از نظر نوشتن شعار و دادن آنها به همسايهها دين خود را تا اندازهاي نسب به انقلاب ادا كرد تا اينكه انقلاب عظيم ما با ريختن خون هزاران هزار شهيد آبياري و به ثمر رسيد و بعد از به ثمر رسيدن انقلاب به ادامه تحصيل پرداخت تا شايد از اين راه بتواند سهمي ديگري را در انقلاب داشته باشد و بعد از يك سال هم جنگ شروع و بعد درجه رفيع شهادت نائل گرديد.



