
شهیدعلی کشاورز
نام پدر :عباس
تاريخ تولد :1338/06/02
تاريخ شهادت :1361/02/24
محل تولد : گناوه
محل شهادت : جبهه خرمشهر
آرامگاه :گناوه
______________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________
سوالاتی از خانواده شهید پیرامون زندگی شهید
هم اكنون در خانواده شهيد علي كشاورز ميباشيم و به سخنان خواهر شهيد گوش خواهيم دهيم .
1.خواهر شما وقتي كه خبر شهادت برادرتان را شنيد احساسي داشتيد ؟
من خيلي خوشحال شدم از اينكه چنين برادري داشته و او را اين چنين به اسلام و انقلاب تقديم كردهام . و شكر خدا رايي مي آوردم و حتي يك قطره اشك از چشمانم جاري نشد .
2ـ علي چندمين فرزند خانه و نيز چند برادر و خواهر بعد از خود دارند ؟
علي چهارمين فرزند خانه بود و سه برادر و دو خواهر بعد از خود دارند .
3.اگر ممكن است در مورد ميزان تحصيلات برادر و خواهر علي مقداري صحبت كنيد ؟
برادر بزرگ وي سواد قرآني دارد و ديگري تا ششم قديم و بعدي هم ديپلم و اما هر دو خواهرشان از سواد خواندن و نوشتن محروم ميباشند .
4. خواهر اگر كلاس نهضت سواد آموزي تشكيل شود شما از آن استقبال مي كنيد ؟
نمي دانم ـ دوست دارم اما به واسطه كارهاي خانه مقداري مشكل است برايم شركت كردن در اين كلاسها .
5. خواهر علي چند بار به جبهه رفته بودند ؟
قبل از هر چيز بايد بگويم كه علي قبل از انقلاب بايستي به سربازي مي رفت . اما از آنجايي كه نفرت و انزجار قلبي به دولت آن وقت داشت به خدمت سربازي نرفت تا اينكه انقلاب پيروز شد و آن وقت گفت اكنون بايد به جبهه رفت و به كمك ديگر برادران همسنگر ايماني خوش جنگيد و اين بود كه صحنه معرفي خود عازم جبهه شدند .
وي حدود هشت ماه در جبهه كردستان به مبارزه پرداختند بعد از آن وي را به شيراز منتقل كردند ، كه حدود 10 الي 20 روز در شيراز بودند ولي از آنجايي كه روح پر تحرك و پر جوش و خروش او در يك جا آرام نمي گرفت نتوانست در شيراز بماند زيرا ميگفت بايد در جبهه در كنار ديگر برادران خود باشم و بدين خاطر بود كه اجازه رفتن به خط مقدم جبهه را نمود كه با موافقت برادران مسئول روبرو مي شود و مدتي در خط مقدم بر عليه صداميان كافر جنگيد تا اينكه در آخرين لحظات حياتش با ريختن خون سرخش به زندگي ش پايان مي دهد . ( البته زندگي دنيايي ) .
6. خواهر علي از نظر خصوصيات اخلاقي چگونه بودند ؟
علي از نظر خصوصيات فردي بي نظير بود . خيلي خوب بود . هر چه بگويم خوب بود او هميشه به ما مي گفت در راهپيماييها و جلسات مذهبي شركت كنيد شما با ديگر خواهران در تشيع جنازهها كاملا حضور فعال خويش را به اثبات برسانيد .
7. خواهر شما چگونه از نحوه شهادت برادرتان مطلع شديد ؟
خبر شهادت برادرم در ساعت 4 بعد ظهر به برادر بزرگم دادند او شب هنگام به خانه آمده و كاملا ساكت بود و هيچ گونه حرفي با ما نمي زد تا اينكه صبح زودتر از هميشه از خواب بيدار شده و به تميز كردن حياط پرداخت ما تعجب زده سوال كرديم برادر چرا چنين مي كني ؟ او در پاسخ به ما ميگفت چون مي خواهم به مسافرت بروم ، و ما چون براي اولين بار اين حركات را از وي ديده بوديم فورا فهميدم قضيه از چه قرار است اين بود كه من فوري برگشتم و گفتم نه برادر بگو علي شهيد شده . او ديگر بر نخواهد گشت بگو نه حياط را براي او جارو زده و تميز ميكني . ناگهان قطرات اشكي كه در چشمان برادرم حلقه زده بود همچون قطرات درشت باران به روي زمين چكيد و گفت آري علي به لقاء الله پيوست . علي رفت و با رفتنش ما را به سوگ نشاند .
8. خواهر شما چه انتظاراتي از امام و يا مقامات مملكتي داريد ؟
ما هيچ انتظاري از آنان نداريم . فقط انتظار ما اين است كه هر چه زودتر جنگ تمام شده و امنيت سراسر كشور را فرا گرفته و مملكت آرامش خود را حفظ كند .
9. شما چه پيامي به رزمندگان جبههها و امت حزب الله داريد ؟
پيام ما اين است كه خداوند انشاء الله توفيقشان دهد . كه هر چه زودتر پيروز شوند . همين انشاء الله .
با توفيق و موفقيت هر چه بيشتر به شما خانواده محترم شهيد علي كشاورز كه چنين روحيه اي داشته و ما را بيش از اندازه نسبت به كارهايمان تشويق مي كند.
انشاء الله كه پيروز و موفق باشيد . در خاتمه پيروزي اماممان آن پير پر خروش جماران و توفيق رزمندگان را از آن خداي و احد خواهان و خواستاريم .
والسلام
پيروز و موفق باشيد
______________________________________________________________________________________________________________________________________________________________________
وصیت نامه شهید
انا الله و انا اليه راجعون
بنام خدا
بنام خداوند درهم كوبنده ستمگران بنام خداي پيغمبر بنام خداي علي بنام خداي حسين آن حسيني كه درس شهادت را به من آموخت بنام خداي ابوذر بنام خداي خميني مردي مجاهد كه در مكتب مردي چون حسين درس خودسازي را آموخت و مرا چون نوري روشن براه مستقيم راهنمایی كرد آن راه كه كساني چون دلاوران رزمنده ايراني پيمودند و شربت شهادت در راه آزادي ميهن خويش نوشيدند خداي به تو پناه آورده و از تو شهادت ميطلبم آيا بجز در راه اسلام و دفاع در برابر تجاوز دشمنان اسلام عقيده داشتم .
آيا بجز دفاع از ناموس و مملكت و جان گذشتگي در راه صراط مستقيم عقيده داشتم خداي به تو پناه آورده و از تو شهادت مي طلبم آيا از نظر جهاني كه آنهم صلاح توست سالم بودم بله مرا كساني تحت تاثير قرار داده بودند كه پايشان لب گور بود و سنگر به سنگر از خاك ميهن دفاع ميكردند . آيا جايز است دست روي دست نهاده و به فكر پايان قضيه باشند خداي از تو ياري ـ ميطلبم كه مرا در اين راه هدايت نموده و از تو پيروزي اسلام بر كفر مي خواهم و اگر با شهيد شدن من حكومت الله حكومت مهدي « عج » بر قرار ميماند پس هر چه زودتر مرا به اين فيض نائل برگردان .
آمين يا رب العالمين
علي كشاورز
