زندگی نامه شهید
شهيد غلامحسين ليراوي در سال ۱۳۳۹ در روستاي باباحسني از توابع شهرستان ديلم در خانوادهاي مذهبي و مستضعف ديده به جهان گشود.
در سن هفت سالگي راهي دبستان روستاي خويش به نام شفق گرديد . وي از شاگردان ممتاز و باهوش كلاس به شمار مي رفت
همواره محصلی مهربان و وظيفهشناس و با عاطفه بود و رابطهاي خاص با همكلاسیهایش داشت
پس از گذراندن دوره ابتدايي جهت ادامه تحصيل با شور و شوق فراوان رهسپار ديلم شده و در مدرسه هدايت آن شهر مشغول به تحصيل شد .
وي پس از دريافت مدرك سيكل بدلیل نبوغ سرشار و همچنين بالا بودن معدل كل موفق به ثبت نام در هنرستان صنعتي بوشهر در رشته صنايع فلز گرديد
و همزمان با اين دوره بود كه در مجالس و محافل شركت می نمود و نوارهاي و اعلاميههاي امام و كتابهاي اساتيد بزرگ همچون مطهري را جهت استفاده به روستاها ميآورد و در بين مردم توزيع ميكرد و در سال دوم هنرستان از طرف دانشآموزان چون فردي لايق و مسئوليت پذیر و متدين به شمار مي رفت به عنوان مسئول شوراي مالي هنرستان انتخاب گردید .
جهت بيشتر آشنا شدن با معارف اسلامي و آموختن قرائت قرآن ، در كلاس قرآن نماينده استان بوشهر شهيد عباس حيدري شركت ميجست و پس از مدت كوتاهي قرائت قرآن را كاملاً ياد گرفت .
با اوج گيري مبارزات انقلاب اسلامی فعاليتهاي فوقالعاده ای از قبيل به اعتصاب كشاندن هنرستان ،تهيه و توزيع اعلاميهها و نوارهاي امام داشت .
شهيد در سال ۱۳۵۷ با ياري عدهاي از دوستانش دست به داير نمودن كتابخانه در روستاي بابا حسني به نام كتابخانه امام خميني زد كه فعلاً بعنوان نمازخانه مدرسه به كار مي رود
در سال ۱۳۵۸ كه ماههاي آخر تحصيلش را ميگذرانيد یکی از روستاها توسط عدهاي فئودال به آشوب كشيده شد كه وي به اتفاق چند نفري ديگر از سوي مقامات ذيصلاح ماموريت يافتند جهت حل و فصل موضوع به آن روستا برود كه پس از ورود به روستا توسط عمال فئودال به مدت يك شبانه روز به گروگان گرفته ميشود و با ميانجيگيري استاندار و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بوشهر آزاد شد .
سرانجام در پايان خرداد همان سال موفق به اخذ مدرك ديپلم شد . او زاده محروميت و با او انس گرفته بود و هر گز پول را هدف و نردبان ترقي نميدانست .
پس از برگشت به روستا رسماً از طرف مسئول بنياد مسكن انقلاب اسلامي ديلم از ايشان درخواست مي شود كه در آن نهاد فعاليت كند و ايشان متقابلاً با عشق و علاقه وافر پذيرا و به عنوان مسئول بنياد تعيين ميشود و شروع به كار ميكند و خدمات شايان توجهي از خود به جا گذاشت كه براي تمام محرومين آن ديار ماندني است .
وي با زبان روزه در آن گرماي جان فرسا تمام روستاها را ميگشت و مشکلات روستاییان رسیدگی می نمود .
شهید به مدت هفت ماه در بنياد مسكن به محرومان جامعه خدمت نمود و سرانجام از طرف بسيج بندر ديلم به جبهه های حق علیه باطل اعزام و در منطقه شوش در تاريخ ۱۳۶۰/۱۲/۱۳ به خيل شهداء پيوست .
