
شهید غلامرضا قاسمی
نام پدر : احمد
تاريخ تولد : ۱۳۴۵/۴/۲
تاريخ شهادت : ۱۳۶۵/۱۰/۴
محل تولد : بندر ريگ
محل شهادت : جزيره سهيل – عملیات کربلای 4
آرامگاه : گلزار شهدای گناوه
_______________________________________________________________________________________________
زندگی نامه شهید
شهيد غلامرضا قاسمي فرزند احمد در تاريخ ۱۳۴۵/۴/۲ در خانوادهاي مومن و مذهبي و مستضعف پا به عرصه حيات نهاد و زندگي شيرين توام با رنج و مشقت را آغاز نمود و در سن شش سالگي جهت فرا گرفتن علم و دانش راه مدرسه و تحصيل را پيش گرفت
و همانطوري كه در ابتدا يادآوري شد چون خانوادهاي مستضعف بودند تا سال دوم راهنمايي بيشتر به تحصيل ادامه نداد وانگهي جهت رسيدگي به امورات خانواده به ياري پدر خويش كه خانه نشين بود شتافت
و در تمامي زمينهها يك لحظه از هيچ مسئلهاي غافل نبود و با تلاشهاي فراوان و روز افزون خويش هيچ گاه به غير از درگاه خدا دست به طرف احدي دراز ننمود و مردانه زيست و مردانه زيستن را به ديگر برادرانش آموخت
و او اين درس را از مكتب پدر بزرگوارش و مادر محترمهاش آموخته بود كه نبايد به غير از خدا محتاج ديگري بود و از نظر طرز برخورد با دوستان و خويشان و بخصوص با پدر و مادرش همواره صداقت را پيشه كار خويش ساخته بود .
او فرزند دوم خانواده محسوب ميشد ولي در عوض يك معلم بود براي ديگر برادرانش و در عمر پر بار و کوتاهش اين رشادتها و جوانمرديها را از وجود يك پدر و مادر بزرگوارش داشت كه او را تا به اين حد رسانده بودند و اينك او را دو دستي تقديم به پيشگاه خدا مي نمايند .
شهيد عزيز و بزرگوار چون رفته رفته ايام امتحان به پيش آمد عاشقانه در تاريخ ۱۳۶۵/۷/۱۸ به خدمت سربازي عزيمت نمود و در كرمان به پوشيدن لباس پر افتخار پاسداري مفتخر گرديد و در آنجا دوره آموزشی را طی نمود
وانگهي به منطقه جنگي جنوب جهت رويارويي با دشمنان اسلام اعزام گرديد و از اين امتحان الهي پيروزمندانه به بزرگترين درجه يعني افتخار شهادت نائل آمد
و در عمليات كربلاي ۴ به نداي هل من ناصر ينصرني سرور شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين بن علي (ع) كه در ۱۴ قرن پيش در كربلا سر داد لبيك گفت و قاسم گونه حجله دامادي را ترك گفت و خلعت زيباي شهادت را بر تن نمود و به جوار الهی شتافت .
راهش شاد و راهش پر رهرو باد
_______________________________________________________________________________________________
خاطرات شهید
خاطرهاي از مادر شهيد
عنوان خاطره : كمك به فقرا
روزي سر مزار فرزندم نشسته بودم كه زني آمد و گفت اين فرزند شماست
گفتم بله
گفت عكس او را به من بده
گفتم شما كي هستي
گفت اين شهيد عزيز قبل از شهادت در گاوداري كار ميكرد و شير و ماست براي من و فرزندانم كه وضعیت اقتصادی خوبی نداشتیم زندگيمان را اداره كنيم ميآورد
و حقوقش را با ما تقسيم ميكرد آن موقع من متوجه خصوصيات خوب فرزندم شدم كه به فقرا و نيازمندان كمك ميكرد .
روحش شاد و يادش گرامي
