زندگی نامه شهید
شرح زندگي :
شهيد مجيد عرشي ، يك پاسدار و سرباز نمونه ، كامل و واقعي بود . شبها خواب چشمان خويش را ميگرفت و نگهباني ميداد و صبحها تفنگ بر دوش ، شاد و خندان و بدون اينكه رگههاي خستگي در صورتش پيدا باشد به خانه باز ميگشت . وقتي به خانه ميآمد با بچههايش با مهرباني رفتار ميكرد و آنها را در آغوش گرم خود ميگرفت و با گرماي وجودش كانون خانوادهاش را گرما ميبخشيد .
وقتي شنيد آيت الله طالقاني را به شهادت رسيد خود را به تهران رساند تا در مراسم عزاداري آن بزرگوار شركت كند. و به پاس احترام او جهت علاقهاي كه به آن بزرگوار داشت تا چهلمين روز در گذشت ايشان لباس عزا به تن داشت .
هر سال در ماه مبارك رمضان به فقرا ، مستمندان و نيازمندان كمك ميكرد و سفرههاي افطارياش در طول ماه رمضان پهن بود و هر نيازمندي از آن بهره ميبرد . قرآن را در هر ماه رمضان 2 بار ختم ميكرد و شب 21 ماه رمضان به مردم سحري ميداد . در مراسم عزاداري اباعبدالله الحسين (ع) آن معشوق بزرگش شركت ميكرد و با پاهاي برهنه با دلي غمناك و عاشق براي مصيبت آن امام همام (ع) سينه ميزد .
نمازهايش را در مسجد و به جماعت ميخواند و هميشه آرزو داشت وقتي پسرش بزرگ شود او را همراه خود به مسجد ببرد و براي دخترانش چادر نماز تهيه كرده بود تا از كودكي با نماز عجين شوند . سالي يكبار به حرم مطهر امام رضا (ع) سفر ميكرد تا به ديدار آن معشوق همام بشتابد و روحش تازه گردد .
كتابچه دعايي داشت هر جا ميرفت آن را همراه خود ميبرد و ميگفت : دعا محافظ من است و مرا از شر بديها و لغزشها و خطاها نجات ميدهد و مانع سقوطم به دره نابودي و فساد ميشد .
او ورزشكار هم بود ، يك ورزشكار مهربان و صميمي ، از سن 15 سالگي فوتبال را شروع كرد و بعدها وقتي بيكار ميشد به سراغ اين ورزش ميرفت ، عقيده داشت ورزش باعث شادابي و سلامت روح ميشود و روح انسان را براي پذيرفتن معنويات آماده و مهيا ميسازد .
يادش گرامي و روحش شاد باد
