وصیت نامه شهید
بسم رب الشهداء و الصديقين
«كساني كه در راه خدا كشته ميشوند مرده نپنداريد بلكه آنان زندهاند و نزد خدا روزي ميخورند »
اي ولي مومنان اي نهايت آرزوي عارفان اي فرياد رس خواهان اي محبوب دلهاي راست گويان و اي خداي جهانيان گواه باش در اين دنيا به ظاهر در تنهايي زيستم ولي تو را بهترين دوست و آمال و عشقها . پس مرا به سوي خود فرا خوان شاهد باش كه از تمامي مظهر مظاهر مادي بريدم و تا به تو پيوستم . خدايا شاهد باش به عشق تو در مسير تو حركت كردم و اينك فقط پيوستن به تو را انتظار دارم خدايا من خواهان شهادتم نه به اين معني كه از زندگي خستهام و يا خواسته باشم كه از اين دنيا فرار كنم بلكه ميخواهم گناهاني را كه انجام دادهام به وسيله رنج كشيدن در راه تو و ريختم خونم به خاطر تو پاك گردد ميخواهم تا شهيد شوم تا اگر زندگيام موجب رشد ديگران نشد خونم بتواند اين موضوع را جبران كند و درخت انقلاب را آبياري نمايد ميخواهم شهيد شوم تا خونم به علي (ع) و حسين (ع) گواهي دهد كه راهرو راهشان بودهام ، اي بهترين دوستها و اي بهترين يارها و عشقها مرا درياب من جواني گنهكارم و هستم و از ديار عاشقان خسته ميآيم كه شايد مرا بپذيري . اي معشوق مرا فرا خوان كه ديگر نميتوانم صبر كنم .
اي خواهران و برادران روستا كردوان ، اسلام را فراموش نكنيد ، از پدر و مادرم خواهش ميكنم كه براي من گريه نكنيد من هم مثل ابراهيم ماهيني و برادران ديگرم مثل علي زارعي و علي كشاورز من كه بهتر از اينها نيستم .
از پدر و مادرم ميخواهم كه مرا حلال كنند دو همچنين برادران و خواهرانم مرا حلال كنند . چنانچه شهادت نصيبم گرديد مرا در كنار كشاورز و زارعي دفن نمايند . از برادران عزيز مي خواهم بيشتر در جبههها شركت كنند . اي پدر و مادرم اگر من شهيد شدم راهم را ادامه دهيد مگر من عزيزتر از حسين زهرا هستم ما بايد به جبههها برويم و راه شهيدان را ادامه دهيم و نگذاريم كه اسلحهشان بر زمين بيفتد و ما بايد اسلحه آنان را بگيريم و بر سر دشمن بزنيم و در آخر همه شما را به خدا ميسپارم . خدايا ، خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار .
