وصیت نامه شهید
وصیت نامه شماره یک
بسم الله الرحمن الرحیم
« والا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون »
« به كساني كه در راه خدا كشته ميشوند مرده نگوئيد بلكه آنان زندهاند و در نزد خداوند خويش روزي ميبرند . »
« و قاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونكم »
« در راه خدا با آنان كه با شما به جنگ برخيزند جهاد كنيد »
« انا لله و انا اليه راجعون »
ما به فرمان خدا آمدهايم و بسوي او رجوع خواهيم كرد
اينك كه ما براي بيرون راندن كافران بعثي ميرويم و شهادت را سعادت ميدانيم اگر چنانچه شهيد شدم مرا كفن نپوشانيد زيرا امام حسين (ع) را بدون كفن به خاك سپردند و گريه نكنيد
و اگر بخواهيد گريه كنيد بلند گريه نكنيد كه منافقان سو استفاده بكنند
و از كليه برادران ستاد مسجد امام حسين ميخواهم اگر چنانچه من با آنها برخورد بدي داشتم براي رضاي خدا مرا حلال كنند از كليه برادران كه مرا مي شناسند تقاضا دارم كه مرا حلال كنند كه شايد خداوند از گناهان ما بگذرد .
و اي پدر و مادر مهربانم ميدانم كه من براي شما فرزند شايستهاي نبودم بخاطر خدا مرا حلال كنيد و اي برادران بسيج مسجد امام حسين ميدانم براي شما اینچنين برادر مفيدي نبودم ولي بخاطر احترام و بزرگي سنگري كه در آن شب و روز فعاليت داريد مرا حلال كنيد
و يك پيامي براي برادران بسيجيم دارم كه مسجد سنگر است و اين سنگرها را رها نكنيد و همچنين پيامي دارم براي برادران دانشآموزم كه سنگرهاي مقدس مدرسه را تنها نگذارند و هر وقت بر سر مزارم ميآييد شعار خدايا ، خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار سر دهيد .
خدايا ، خدايا ، تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار
به اميد پيروزي اسلام بر كفر جهاني . آمين يا رب العالمين
غلامرضا دشتي
۱۳۶۱/۱/۱۴
وصیت نامه شماره دو
بسم رب الشهداء و الصدیقین
. . . اين وصيت نامههايي كه اين عزيزان (شهداء) مينويسند مطالعه كنيد پنجاه سال عبادت كردهايد .
« امام خميني »
« و لئن مُتُّم اَو قُتِلتُم لِاِلی الله تُحشَرون »
« اگر در راه خدا بميريد يا كشته شويد ( غم مداريد) كه به رحمت ايزدي پيوسته و به سوي خدا محشور خواهيد شد .»
سلام به رهبران توحيدي از آدم تا خاتم و از محمد (ص) تا صاحبالزمان (عج) و سلام بر نايب وارث انبياء و امامان ، خميني كبير رهبر جهان اسلام كه چون شير روزها ميخروشد و شبها چون جد بزرگوارش امام سجاد (ع) به دعا و نيايش خداوند مشغول است
و سلام بر شهيدان گلگون كفن پاسدار ، اين حاميان دودمان حسين (ع) كه مانند او غريبانه ميجنگند و بسان او شهيد ميشوند و نهال انقلاب را آبياري ميكنند و سلام بر برادران روحاني و طلاب مسئول، اين پيامبران عصرمان كه هر سو پيام اين شهداء را و مردم را از جرثومههاي شوم آگاه ميكنند
وصيت نامه اين بنده حقير به برادران و خواهران بويژه براي همشهريان عزيز و رزمنده و مسلمان اين آب و خاك اين است شهادت يك انتخاب است ، انتخاب آگاهانه و مشتاقانه
حركتي است شتابدار به سوي معشوق كه نصيب هر كس نميشود تا فرزنداني شهادت طلب ببار آورد .
اگر شهيد شدم براي من گريه نكنيد و تسليت نگوئيد تا روح شهادت طلبي مسلمين هر چه بيشتر شكوفاتر شود . چقدر دورند از حقيقت كساني كه مدفون در وجود خويشند و مال و اولادي را كه خدايمان فتنهاش دانسته به آن دلبستهاند
چقدر دورند از حقيقت كساني كه دين را سپر جانشان ساختهاند در حاليكه سنت پيامبر و عترت به ما ميآميزند كه جان را سپر دين قرار دهيد ،
عزيزانم قوانين اسلام را بدون چون و چرا بپذيريد كه سعادت ابدي در آن نهفته است و جهاد را فراموش نكنيد كه جهاد في سبيل الله شكل تكاملي مبارزاتي است
و تنها خواهش من به شما برادرانم و برادران بسيجي پايگاه شهيد احمد نجارزاده اين است كه اگر خداوند تبارك و تعالي من حقير را طلب كرد هيچگونه ناراحت نباشيد زيرا ناراحتي شما ناراحتي من است و خنده در لبهاي شما خنده در لبهاي من است
و همچنين بايد طوري خوشحال باشيد و عكسالعمل از خودتان نشان دهيد كه تمامي رفتارتان خاري در چشم دشمنان اسلام باشد و طوري استوار و محكم و پايمرد باشيد كه دشمنان ضعيف اسلام از پايمردي و استواريتان حسرت بخورند
و در آخر دو تقاضا دارم تو اي پدر عزيزم شكيبا و بردبار باش و افتخار كن كه فرزند كوچك خود را در راه خدا دادي و تو اي مادرم ميدانم كه نتوانستم آنچنان فرزند خوبي براي شما باشم ولي ببخشيد و اگر ميخواهي حضرت زهرا (س) شفيع تو در روز قيامت باشد بر سر قبرم گريه مكن فقط به خدا عَرضه بدار كه اين امانت را كه به من دادي به تو پس دادم اين قرباني ناقابل را از من قبول بفرما .
دومين تقاضا اين است كه اگر شهيد شدم بدن من را كفن نپوشانيد چونكه جسد نازنين حسين بن علي (ع) سه شبانه روز در بيابان و بعد هم كفن او يك تكه گوني بود پس آيا شرط انصاف است كه ما كفن بپوشيم و در آخر يك موتور سيكلت دارم كه آن را به برادر بزرگم بدهند و جسد من را كنار مزار برادر همسنگر و همكلاسيم فريدون زنگي به خاك بسپاريد .
بسيجیم و هرگز نكنم پشت به ميدان گر سر برود من نروم از سر پيمان.
غلامرضا دشتي
۱۳۶۱/۱۲/۱۸
