زندگی نامه شهید
شهيد احمد خواجه در سال ۱۳۴۳ در آبادان ( اروند كنار ) روستاي بچاچره در يك خانواده متدين و مستضعف به دنيا آمد و در سن شش سالگي به مدرسه رفت و دوران ابتدايي خود را در دبستان روستا گذرانده و بعد به علت مشكلات زندگي نتوانست ادامه تحصيل دهد
و براي اينكه بتواند در اداره زندگي خانواده خويش كمكي كرده باشد از آن موقع به بعد با ارادهي خستگي ناپذير شروع به كار كرد .
از لحاظ اخلاقي هم در ميان خانوادهاش نمونه و الگو بود همواره برادران و دوستانش از او درس عبرت ميگرفتند و با مشكلات زندگي مي ساخت و خللي در اراده راسخش وارد نميشد
با همسايگان خيلي مهربان و خوشرفتار بود و تا به اين سن رسيد هيچ احدي از وي ناراحت نشد و همه او را به چشم يك برادر با اخلاق و خيلي خوب مي نگريستند .
با شروع انقلاب شكوهمند اسلامي به رهبري زعيم عاليقدر امام خميني به صفوف انقلابيون پيوست و براي سرنگوني رژيم پهلوي فعاليت بسيار ميكرد و در اوايل جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران يكي از پيشگامان و مدافعان مرزهاي مقدس ايران اسلامی بود
و با برادران كميته انقلاب اسلامي همكاري لازم را مينمود و اصلا احساس خستگي نميكرد .
با شدت گرفتن جنگ خانواده شهيد خواجه مجبور به مهاجرت شدند چون برادر احمد در جبهه جنگ بود و پدر احمد هم نقص عضو داشت از ناحيه پا قادر به كار كردن و تامين معاش خانواده نبود لذا لازم بود كه احمد وي را ياري كند و به همين خاطر به كار مشغول شد .
شهيد در سال ۱۳۶۲ به خدمت مقدس سربازي اعزام شد شهيد خواجه در اوايل خدمت در حدود ۱۸ ماه بعنوان خدمه ضد هوايي بود و در طي اين مدت براي ياري رساندن به رزمندگان اسلام و حفظ آنها در چند عمليات مختلف به خصوص خيبر و بدر به صورت داوطلب به جبهه اعزام شد و دين خود را به اسلام و امام و انقلاب اسلامي ادا نمود
و بعد از آن در چندين نوبت به صورت ماموريتهاي يك ماهه به صورت داوطلب براي سرنگوني هواپيماهاي بعثيون به جزيره مجنون رفت .
در زمان شش ماه احتياط خود، به گردان قدس پيوست و يك شكارچي ماهر براي منهدم كردن تانكهاي دشمن بود
در نهایت در مورخه ۱۳۶۴/۶/۵ در حين ماموريت به نداي سالار شهيدان امام حسين (ع) لبيك گفت و به لقاءالله پيوست .
