زندگی نامه شهید
شهيد در سال 1342 در خانوادهاي مذهبي در روستاي چهار روستايي ديده به جهان گشود و دوران كودكي را طي نمود و وارد مدرسه شد دوران ابتدايي را در همين روستا به پايان رسانيد و وارد دوران راهنمايي شد دوره راهنمايي را پشت سر گذاشت و وارد دوره دبيرستان شد از اوايل مدرسه تا دوران دبيرستان شاگرد ممتاز به شمار ميآمد ، در سال 1359 به فرمان امام عزيزمان وارد بسيج روستا شد و يكي از افراد فعال و پركار بسيج بود هميشه اسلحهاش روي دوشش بود و از محل پاسداري مينمود او هميشه با منافقين در ستيز بود .
وي از سال 1361 از طرف اردوي بسيج روستا وارد شهرستان اقليد شد و مدت 7 روز در آنجا بود و بعد كه آمد براي برادران بسيج تعريف ميكرد او در سال 1360دوره دبيرستان را رها كرد و به فرمان امام لبيك گفت وارد جبهه نور عليه ظلمت شد و مدت سه ماه در جبهه شوش بود و بعد از آن چند ماهي در روستا بود اين قدر شور جبهه به سرش زده بود و عاشق امام بود و عاشق جبهه بود ، عاشق برادران رزمنده بود كه ناگهان با برادران بسيج وارد جبهه جنوب شدند كه حمله فتح المبين فرا رسيد و در آن عمليات بزرگ و پيروزمند شركت كردند و با سربلندي برگشتند و مشغول پاسداري در بسيج شدند وي ميگفت كه نميتوانم خودم را كنترل كنم كه اينجا بمانم شور جبهه را دارم .
بعد از مدتي وارد جبهه جنوب شد و در عمليات بزرگ بيت المقدس شركت كرد و با پيروزي سرافرازي برگشت و مشغول درس در دبيرستان فتح المبين شهرستان گناوه شد كه باز هم به نداي امام لبيك گفت و وارد جبهه در دشت عباس شد و مدت 45 روز آنجا بود و بعد از چند ماهي ديگر وارد خدمت مقدس سربازي شد و سه ماه دوره تعليماتي را در شهرستان كرمان گذراند .
موقعي كه به مرخصي ميآمد دعا ميكرد و ميگفت خدايا محل خدمت من در جبهه باشد تا بتوانم در كنار ديگر برادرانم بجنگم و صداميان كافر را از پاي درآورم و همان طوري كه خودش ميخواست به جبهه قصر شيرين منتقل شد و با شادي و خوشحالي به جبهه قصر شيرين رفت وقتي كه به مرخصي ميآمد مي گفت كه ما چند بار به دشمن ضربه زدهايم . مدت 7 ماه در آن در جبهه مشغول نبرد با دشمنان اسلام بود كه در مورخه 1364/07/05 بوسيله تركش خمپاره مزدوران بعثي عراق به فيض شهادت نائل گشت و به ديدار معشوق خود شتافت .
روحش شاد و راهش پر رهرو باد
